<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>ایرانگردی و جهانگردی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/tourism/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.hammihan.com/tourism/atom.xml" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/tourism//40</id>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.34</generator>

<entry>
   <title>تعدادی از كلیساهای خوزستان‌ به فروش رفت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/tourism/id/000309.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/tourism//40.309</id>
   
   <published>2007-03-19T20:08:16Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.chn.ir/</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="ایرانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/tourism/">
      <![CDATA[<p align="justify">
مدیر پایگاه‌های كلیساهای سراسر كشور از فروش كلیسا های متعلق به كاتولیك‌ها به نهادهای دولتی و اشخاص خصوصی خبر داد.
<br><br> 
چندی پیش یكی از این كلیساها توسط مالك جدید آن درشهر اندیمشك تخریب شد. هیچ یك از این كلیساها به ثبت ملی نرسیده و هیچ دستاویزی برای دفاع قانونی از آن نیست.
 <br><br>
چندی پیش "مجتبی گهستونی"، فعال حوزه میراث فرهنگی در گفتگو" بامیراث خبر از  فروش كلیساهای كاتولیك به آموزش و پرورش و دانشگاه در شهرهای آبادان، خرمشهر و مسجدسلیمان خبر داده بود و "شرلی آودیان"،مدیر پایگاه‌های كلیساهای سراسر كشور نیز در گفتگو با میراث‌خبر این موضوع را تایید كرد.
<br><br> 
آودیان به میراث خبر گفت:« من در گفتگو با رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خواستار بررسی این مسئله شده‌ام. حتی در نامه‌ای به استان خواستار جلوگیری از فروش این بناهای تاریخی شده‌ام اما تاكنون پاسخی داده‌نشده‌است.»
<br><br> 
وی افزود:«خلیفه‌گری كاتولیك‌ها با پایگاه همكاری نمی‌كند. آن‌ها اعتقاد دارند مالك این كلیساها هستند و این كلیساها به صورت قانونی به فروش می‌رسند.»
<br><br> 
آودیان به میراث خبر گفت:«جلوگیری از فروش كلیساها خارج از قدرت پایگاه است. پایگاه كلیساهای كشور تنها یك پایگاه پژوهشی است و حتی توان مالی برای انجام فعالیت‌های عمرانی و مرمتی را ندارد.»
<br><br> 
وی تاكید كرد كه خلیفه‌گری كاتولیك‌ها حاضر به ارائه فهرست كلیساهای موجود خود در كشور به پایگاه‌ كلیساهای سراسر كشور نشده‌است.
<br><br> 
مالك جدید كلیسای كاتولیك، آشوری و كلدانی اندیمشك، چندی پیش پس از اقدام  به خرید این كلیسا،آن را تخریب كرد.
<br><br> 
این كلیسا یكی از كلیساهای نادر سبك معماری هنر مینی‌مال كشور است كه توسط مهندسان ایتالیایی سد دز در دهه 30 ساخته شده و معماری آن برگرفته از معماری دهه 60 ایتالیاست. 
<br>
</p>

- زهرا کشوری]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ماهی قرمز، آیین باستانى یا سنت صدساله؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/tourism/id/000307.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/tourism//40.307</id>
   
   <published>2007-03-19T19:46:48Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.iran-newspaper.com/</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="ایرانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="باستانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/tourism/">
      <![CDATA[<p align="justify">
اقدام شهردارى ها و سازمان دامپزشكى كل كشور در آزادسازى توزیع و فروش ماهیان قرمز، موجب شده، هرسال میهمانان خوانده اى سر سفره هفت سین باستانى ایرانیان حضور یابند. به گفته پزشكان و متخصصان بیماریهاى مشترك میان انسان و حیوان، ماهى قرمز به دلیل نوع نگهدارى و شرایط ویژه توزیع و خرید وفروش و نیز نگهدارى در تنگ هاى كوچك شیشه اى منبعى براى انتقال بیمارى هایى است كه برخى از آنها بدون علاج و درمان هستند. «دكتر مهرناز عطرى»، مدیر گروه مهر ایران در این باره مى گوید: «میكروارگانیسم هاى موجود در آب مكان هاى آلوده پرورش ماهى قرمز كه ماهى هاى حاره اى را نیز شامل مى شود، سبب تولید بیمارى هاى واگیردار در این آبزیان بوده و از طریق تماس پوست انسان با خودماهى، آب تنگ و آكواریوم، قابل انتقال به انسان است.» وى كه سالهاى زیادى در این حوزه پژوهش كرده است، مى افزاید: «۲۵ هزار زیرگونه ویروس سالمونلا شامل عفونت هاى حاد دستگاه گوارش با علایم اسهال خونى، استفراغ، تب شدید، درد بدن، اختلال دستگاه تنفسى و تضعیف سیستم دفاعى بدن احتمال ورود به بدن افراد سالم و بالغ، كهنسالان و خردسالان را دارد.» وى تصریح مى كند: «پیستوریازیس بیمارى پوستى خطرناكى است كه از دیرباز به وفور در ایران دیده شده و به طور جدى در حال افزایش است. این بیمارى در گذشته به مرض پولك ماهى معروف بوده كه پس از گسترش بیمارى و نمایش علائم هم به سختى تشخیص داده مى شده است. كورتون تراپى نیز از گسترش این بیمارى جلوگیرى نمى كند و در اطفال قابل تجویز نیست. از سوى دیگر، جایگزینى پوست آلوده با پوست سالم در مداواى آن تأثیرپذیر نیست.» به گفته «عطرى» در موارد گسترش متوسط و پیشرفته كه زخم هاى پوستى به صورت پولك ماهى با خونریزى هاى عفونى، سراسر بدن بیمار را فرامى گیرد، دیگر راهى براى درمان نیست و به مرگ بیمار منجر مى شود. این ویروس از طریق كوچكترین خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به این ویروس، قابل انتقال است.»
<br><br>
دغدغه  هاى دولتى ها<br>
احتمال انتقال این بیمارى ها كه حتى بیمارى پوستى خطرناك پیستوریازیس را نیز در برمى گیرد، موجب شده نگرانى هاى فراوانى میان پزشكان و متخصصان بیمارى هاى پوستى ایجاد شود. حتى اخیراً رئیس سازمان دامپزشكى كشور در نامه اى به مدیركل دامپزشكى استان تهران تصریح كرده: «هر ساله با شروع ایام نوروز برخى از دستفرشان اقدام به عرضه ماهیان زینتى از جمله ماهى قرمز یا حوضى مى كنند كه به دلیل عدم رعایت شرایط بهداشتى در زمان عرضه( از نظر فیزیكوشیمیایى آب، تحمیل استرس به ماهى، عدم تعویض مناسب آب، عدم دفن بهداشتى پساب خروجى و ماهیان مرده) باعث گسترش مخاطبات بهداشت انسانى، زیست محیطى و افزایش تلفات ماهى موجب بروز بیمارى مشترك میان ماهیان زینتى و انسان مى شود.
<br><br>
۵ تا ۱۰ میلیون ماهى قرمز در تهران<br>
براساس پیش بینى ها، سالانه حدود ۵ تا ۱۰ میلیون ماهى قرمز فقط وارد تهران مى شود كه بخش زیادى از آنها ظرف یك ماه به فروش رسیده و وارد سفره هفت سین خانواده هاى ایرانى مى شود. البته در سالهاى گذشته، در كنار این ماهى ها، لاك پشت و مار آبى نیز عرضه شده و به فروش مى رسید كه با فعالیت هاى دوستداران حیوانات، عرضه آنها ممنوع شد. برخى از كارشناسان معتقدند كه عرضه و فروش ماهى زنده نیز باید ممنوع شود، زیرا این كار جلوى انتقال بیمارى هاى خطرناك به انسانها را مى گیرد. این در حالى است كه با وجود تلاشهاى متخصصان پزشكى و دوستداران محیط زیست و حیوانات این كار تاكنون میسر نشده است. مجموع تحولات درباره این مسأله موجب شد، گروه مهر ایران به عنوان یك تشكل غیردولتى كه پیگیر این ماجرا است، در نامه اى به رئیس سازمان دامپزشكى كشور به فروش ماهى هاى قرمز اعتراض كند. در بخشهایى از این نامه آمده است: «هرگونه ماهى باید تنها از طریق فروشگاه هایى عرضه شود كه داراى پروانه معتبر و مجوز قانونى فروش آبزیان از سوى سازمان دامپزشكى كشور باشند. هرگونه توزیع عمده یا جزیى ماهیان از سوى مراكز دیگر، به هر طریق و تحت هر شرایط دیگر، نقض قوانین سازمان دامپزشكى محسوب شده و قابل پیگرد قانونى است.» گروه مهر ایران خاطرنشان كرده: «همه ساله در ایام پایانى سال عرضه ماهیان قرمز عادى و زینتى از مراكز تكثیر و پرورش غیرمجاز مستقیماً توسط عمده فروشان به میدان مركزى میوه و تربار شهردارى تهران و میادین میوه و تربار شهردارى هاى دیگر مناطق شهر صورت گرفته كه اینها توسط دكه داران این میادین، فروشگاههاى غیرمجاز، دستفروشان و خرده فروشان متفرقه به مردم فروخته مى شوند. از آنجا كه شهردارى تهران فاقد هرگونه مجوز قانونى براى فروش حیوانات زنده بوده، هر سال به طور غیرقانونى مبادرت به مزایده دكه هاى فروش آبزیان در اماكن تحت پوشش خود به متقاضیان آزاد و غیرمجاز فروش ماهى و اخذ مبالغ هنگفت از متقاضیان مى كند. هرگونه نظارت بر بهداشت و نحوه نگهدارى و حمل و نقل این آبزیان در اماكن تحت پوشش شهردارى ها از سوى سازمان دامپزشكى نیز همانند عدم دخالت و كنترل سازمان دامپزشكى تاكنون، شركت در جرم شهردارى محسوب شده و قابل پیگیرى است.»
<br><br>
آیا ماهى قرمز در هفت سین، سنتى باستانى است<br>
از همه این موارد گذشته، بسیارى معتقدند كه حضور ماهى قرمز در تنگ، سر سفره هفت سین از سنت هاى ایرانى است كه از گذشتگان و پیشینیان به یادگار مانده و چشم پوشى از آن بسیار سخت است. این افراد برآنند كه ماهى قرمز سفره هفت سین جزو لاینفك این سنتها است و حتماً مبنایى اعتقادى دارد كه بر ما پوشیده است. آیا واقعاً چنین است؟ پاسخ دینى انجمن موبدان تهران به نامه گروه مهر ایران در این باره گویاى همه چیز است. در این نامه آمده است: «در پاسخ به نامه شما به آگاهى مى رساند كه بهره گیرى نادرست از جانوران در باور زرتشتیان جزو كارهاى ناشایست بوده و گذاردن حیوانات زنده از جمله ماهى بر سر سفره هفت سین نوروزى یك سنت دیرینه و باستانى ایرانى و زرتشتى نبوده و مورد تأیید انجمن موبدان تهران نیست. در ضمن تماس نامسؤولانه با حیوانات، به ویژه ماهى كه عموماً حاوى ویروس و میكروب هایى مانند سل پوستى است، آن هم با این تعداد (آمار پنج میلیون در شب سال نو در تهران)، موجب انتشار این بیمارى ها به ویژه در كودكان خواهد شد.»
<br><br>
سفره هفت سین، نماد نیكى ها ست<br>
«سفره هفت سین از دیدگاه باستانى دربرگیرنده نمادهاى صفات نیكویى است كه خداوند به انسان ها عطا كرده است. این سفره نماد اورمزد (خدا) و ۶ امشاسپند (فروزخدایى) است. «موبد اردشیر خورشیدیان» رئیس انجمن موبدان تهران درباره حضور عناصرى همچون ماهى قرمز در سفره هفت سین مى گوید: «دقیقاً مشخص نیست ماهى قرمز از چه زمانى وارد سنت هاى نوروزى شده است، اما مسأله مهم این است كه یك رسم دینى زرتشتى نیست. از دید دین زرتشت،به هیچوجه نباید گذاشت یك موجودى اسیر و بى جان شود. حیوان باید آزاد باشد و زندگى كند. از نظر دین ما و فرهنگ ایرانى این كار شایسته نیست و نباید انجام شود.»
<br><br>
«موبد خورشیدیان» با اشاره به متون قدیمى و فرهنگ شفاهى زرتشتیان تصریح مى كند: «درهیچ جا، حضور ماهى قرمز در سفره هفت سین به چشم نمى خورد، زیرا نماد چیزى نیست كه ارزشمند و اندیشمندانه باشد، به همین دلیل در متون اوستایى و باستانى هیچ اشاره اى به این مسأله نشده است.» به گفته وى، بررسى ها نشان مى دهد، ماهى قرمز حدود یك قرن پیش از فرهنگ چینى به سنت هاى ایرانى منتقل شده است، زیرا چینى ها از ماهى قرمز در اعیاد خود استفاده مى كنند و احتمالاً ایرانى هایى كه به آنجا رفته بودند، از این مسأله استقبال كرده و آن را به ایران آورده اند.
<br><br>
سنتى ۱۰۰ ساله!<br>
این اشاره رئیس انجمن موبدان تهران درست مى نماید، زیرا شواهدى وجوددارد كه نشان مى دهد، ماهى قرمز نهایتاً در یك قرن گذشته وارد سنت هاى نوروزى شده و برسر سفره هفت سین حضور یافته است. تابلویى نقاشى مربوط به میانه هاى حكومت قاجار دركاخ گلستان وجوددارد كه در آن سفره هفت سین رسمى بدون حضور ماهى قرمز دیده مى شود.
</p>

- مهدى یساولى]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جهان ایرانی نوروزی رنگارنگ دارد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/tourism/id/000306.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/tourism//40.306</id>
   
   <published>2007-03-19T19:34:35Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.chn.ir</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="ایرانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="باستانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/tourism/">
      <![CDATA[<p align="justify">
اگرچه نقشه جغرافیایی امروز ایران به واسطه تغییر و تحولات چند قرن اخیر بسیار تغییر یافته  و به شکل امروزی آن درآمده است، اما قلمرو فرهنگی آن مرز مشخصی ندارد و علاوه بر آسیای میانه ، کشورهای بسیاری را از جمله در قاره آفریقا تحت تاثیر قرار داده است. 
<br><br><br>
جشن نوروز در آسیای میانه
<br><br>
 خبرگزاری میراث فرهنگی_فرهنگ وهنر_ نوروز، جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوریه، در روز 1 فروردین (21مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار در منطقه افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.
<br><br>
برخی فرق چندانی میان نوروز و لحظه تحویل سال نو قائل نمی شوند . تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظه آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظه «تقویمی» است. لحظه تحویل سال یک واقعه یا لحظه «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظه آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظه تحویل سال در سراسر جهان یکی است، اما  لحظه آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است.
<br><br>
در برخی کشورها، نوروز با وجود رسمی نبودن در هر سال توسط تعداد زیادی از مردم آن کشورها جشن گذفته می شود. به عنوان مثال نوروز در کشور سوریه از جشن های رسمی نیست، اما  نزد کرد های ساکن این کشور از اعتبار و احترام ویژه ای برخوردار است.
<br><br>
نوروز در تاجیکستان
عید نوروز برای مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیکستان عید ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام «خیدیرایام» یعنی عید بزرگ نام برده می شود. مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند، همچنین ظروف خانه را کاملا شسته و تمیز می‌کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز قبل از شروع عید نوروز، بانوی خانه زمانی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند.
<br><br>
چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.
<br><br>
در این سرزمین پختن شیرینی مخصوص و غذاهای متنوع جزء رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام «باج» نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.
<br><br>
نوروز در افغانستان
نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ و دیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود. بلخ سبدی از گل سرخ یا اجاق بزرگی می شود که این لاله ها در آن می‌‌سوزد. این گل فقط در بلخ به وفور می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز «علم امام علی» در اولین ساعات صبح برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند.
<br><br>
مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود،سالی جدید سال خوبی برای آنها خواهد بود. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.
<br><br>
 نوروز در ترکیه
 عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد، برای پادشاهان و درباریان تهیه می‌ کرده که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده و شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با فاطمه دانسته اند.
<br><br>
نوروز در مناطق کردنشین عراق و ترکیه
نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان ترکیه پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و فقط در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال آیین رسوم این جشن موجودیت خود را حفظ کرده است.
<br><br>
کردهای ترکیه سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن نوروز در این کشور تلاش کردند. اکنون نوروز در ترکیه تعطیل رسمی به‌شمار می‌رود.
<br><br>
نوروز در جمهوری آذربایجان
یکی از جشن‌های بزرگ مردم اران (جمهوری آذربایجان) نوروز است. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلا در روایتی آمده است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می‌کند،  افراسیاب از او به خوبی پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می‌کند، اما دشمنان که از این کار او ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می‌گیرد. پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثیه‌های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیه‌ها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیه‌ها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.
<br><br>
مردم اران به واسطه اعتقادات شدید به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژه‌ای می‌بینند. از قبیل: سرودن ترانه‌ها پیش از نوروز، تدارک بساط شادی ایام نوروز، تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز، تهیه چیستان‌های نوروزی، ستایش و نفرین‌های نوروزی، پند و امثال نوروزی، اعتقادات نوروزی، عادات نوروزی، تماشای نوروزی،آزردنی‌های نوروزی و انجام آیین و مراسم نوروزی.
<br><br>
درمیان مردم اران رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده به خانه و حیاط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می‌روند. این مردم درباره نوروز اعتقاد زیادی به فال‌ها دارند. در شب چهارشنبه سوری دم بخت فالی می گیرند و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنیدند ، آرزویشان برآورده نخواهد شد. بنابر این برمبنای آیین عید مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری می کنند.
<br><br>
در میان عادات نوروزی مراسم خاطره انگیزی همچون فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در این سرزمین موسوم است.
<br><br>
 نوروز در قزاقستان
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود. همچنین قزاق‌ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی درباره  نوروز وجود دارد. نوروز روزی است که یک سال منتظرش بوده‌اند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که «سنگ نیلگون» سمرقند آب می‌شود.
<br><br>
در شب سال تحویل  صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می‌کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند ، در هر سال این کار را انجام می دادند.
<br><br>
در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که «سوقیم» نام دارد غذایی به نام «اویقی آشار» همراه با آویز می‌‌پزند و از جوان‌هایی که دوستشان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عظر هدیه می‌کنند که آن را «سلت اتکیتر» می‌‌نامند و به معنی علاقه آور می‌‌باشد.
<br><br>
در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا به این شکل مردم را بیدار کنند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.
<br><br>
نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقد بودند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می‌کنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن شانه‌ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز می‌‌باشد، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (کوژه = آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می‌‌باشد.
<br><br>
مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می‌شود که از مهم‌ترین آنان می‌توان به «قول توزاق» اشاره نمود که بین گروه های مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می‌توان به «کوکپار» برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.در عصر نوروز نیز مسابقه «آیتیس» آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است
<br><br>
نوروز در ترکمنستان
در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود. یکی از این جشن‌ها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می‌شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوباره  آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.
<br><br>
مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند.
<br><br>
مردم ترکمنستان دراین ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی‌های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می‌‌دهند.
<br><br>
در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی، تاب بازی اشاره نمود.
<br><br>
نوروز در قرقیزستان
عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است که به 29 روز یا 30 روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می‌شود. تا قبل از فروپاشی شوروی سابق این مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود، اما پس از فروپاشی دوباره حیات یافت و هر ساله با شکوهتر از سال قبل برگزار می‌شود.
<br><br>
مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان تدارک می بینند که در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان‌های اطراف این جشن برگزار می‌شود.
<br><br>
در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل «بش بارماق»،« مانته برسک» و «کاتما» مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می‌شود.
<br><br>
در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یکسری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشمگیری در این روز مسابقات دنبال می‌شود . البته غذاهایی که قرقیزها در این روز می پزند، فریک افسانه ای را نیز پشت سر دارد.
<br><br>
 نوروز در پاکستان
در پاکستان نوروز را «عالم افروز» یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند.
<br><br>
در میان مردم این سرزمین تقویم و روز شمار و یا سالنمای نوروز از اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل گروه‌ها و دسته‌های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم‌های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند و این تقویم را در پاکستان «جنتری» می‌‌نامند.
<br><br>
از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان می‌توان به خانه تکانی و یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و کاشانه و پوشیدن لباس و تهیه نمودن انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائی»، «کیک برفی»، «شکرپاره»، «کریم رول»، «سوهن حلوا» و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره نمود.
<br><br>
در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نا مناسب پرهیز می کنند و با نواختن و نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص یکدیگر را نام می‌‌برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می‌شود.
<br><br>
پاکستانی‌ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می‌گردد
<br><br>
نوروز در زنگبار(تانزانیا)
در زمان‌های کهن گروه بزرگی از شیرازیان به زنگبار در کرانه‌های شرقی قاره افریقا کوچ کردند و آیین‌های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» نامیده می‌شود و هنوز یکی از جشن هایی است که با تغییر فصل در این کشور گرامی داشته می شود.
<br><br>
 نوروز در مصر
قبطیان مصر نیز جشنی سالانه به‌نام «نیروز» دارند که به عربی به آن «النیروز» می‌گویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می‌دانند.
<br>
</p>
- طاهره رحیمی]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خوزستان، گوهری فراموش شده</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/tourism/id/000250.php" />
   <id>tag:tourism.hammihan.com,2007://40.250</id>
   
   <published>2007-03-06T09:30:34Z</published>
   <updated>2007-03-30T21:02:14Z</updated>
   
   <summary>http://www.hammihan.com</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="ایرانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="باستانشناسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/tourism/">
      <![CDATA[<p align="justify">معنی واژه &quot;خوزستان&quot;:<br>
<br>
		در کتیه بیستون داریوش بزرگ، هشتمین شاه هخامنشی سرزمین های امپراتوری خویش 
		را اینگونه بیان می کند: &quot;این کشورهایی است که از آن من شدند به خواست 
		اهورامزدا من شاه آنها بودم. پارس، اوج، بابل، آشور، عرب، مودرای، اهل 
		دریا، سارد، یونان، ماد، ارمنستان، کپد و کیه، پارت، زرکا، هرایوا، خوارزم، 
		باختر، سغد، گدارا، سک، ستگوش، رخج، مکا&quot;<br>
<br>
		استان خوزستان کنونی در زمان باستان در بخش جنوبی و شمال غربی آن، اوج نام 
		داشته و در بخش شمالی آن به همراه استان های چهارمهال بختیاری و کهگیلویه، 
		انشان نام داشته، خوب است بدانید، انشان زادگاه کوروش برزگ، پنجمین شاه 
		هخامنشی است.<br>
<br>
		واژه ایلامی &quot;خوز&quot;، در زبان ایلامیان باستان به معنی &quot;نی شکر&quot; بوده است. در 
		درازای تاریخ البته واژه خوز معانی دیگری نیز یافته، خوزی به یکی از قوم 
		های پارتی گفته می شده که از زمان اشکانیان در استان خوزستان زندگی می کنند 
		و اکنون به نام های دزفولی، شوشتری، و بهبهانی شناخته می شوند.<br>
<br>
<br>
		خوزستان کجاست؟<br>
<br>
		به نقشه نگاه کنید، و به من بگویید چرا خوزستان را جنوب کشور می نامند ؟ 
		این البته هم جای افسوس دارد، هم جای شگفتی. ما مردمی هستیم بی گانه از 
		خویش، ما مردمی هستیم که وارث تمدن کهن و پربار ایران هستیم ولی براستی چند 
		نفر از ما می تواند ده دقیقه در مورد مولانا یا خیام یا هر کدام از 
		اندیشمندان ایرانی سخن بگوید؟ اسامی و ریز زندگی فوتبالیست های تمام تیم 
		های اروپا را همه بچه های قد و نیم قد می دانند، ولی کدام یک از ما تا به 
		حال به نقشه ایران نگاه کرده ایم؟ مگر جوهر نقش و نگار این نقشه، خون 
		نیاگان ما نیست؟<br>
<br>
		کسانی که در امور فرهنگی دستی بر آتش دارند، دلیل این مسئله را اینگونه 
		بیان می کنند که اگر بخواهیم از تهران به خوزستان برویم باید به سوی جنوب 
		کشور حرکت کنیم و این چنین خوزستان به جنوبی بودن شهره شده است، و اگر 
		پایتخت ما شیراز یا بوشهر بود (با توجه به قدرت پایتخت در شکل دهی اذهان 
		عمومی)، خوزستان به غرب یا حتی شمالی بودن شناخته می شد ! خوب اندکی این 
		مسئله تاثیر گذار است ولی بهانه ای برای بیگانگی ما با کشورمان نمی شود.<br>
<br>
<br>
		تاریخ خوزستان:<br>
<br>
		&quot;زادگاه ملت&quot; نامی است که ایرانشناسان و باستانشناسان به خوزستان داده اند، 
		دلیل آن این است که جلگه خوزستان نخستین جایگاه زندگی آریایی های کوچ کننده 
		به ایران بوده است، پارسیان، مادها، و پهلوی ها(پارتی ها) همه از خوزستان 
		به سرزمین های پارس و ماد و پارت کوچ کردند.<br>
<br>
		در زمان باستان، اوج و انشان (خوزستان کنونی) سرزمین های شاهنشاهی ایلام 
		بوده، پارس ها در کشور گشایی نخست انشان را گرفتند و پس از آن اوج را. از 
		آثار بازمانده از تمدن ایلامی می توان به زیگورات شوش، و اشکفت سلمان در 
		مسجدسلیمان اشاره کرد.<br>
<br>
		کمبوجیه، ششمین شاه هخامنشی، پسر کوروش بزرگ، پایتخت را از پاسارگاد به شوش 
		که پیشتر پایتخت ایلام بود، انتقال داد، پس از آن داریوش بزرگ با کشتن 
		گوئماتا، هشتمین شاه هخامنشی شد و دستور به ساخت کاخی در شهر پارسه داد، پس 
		از ساخت کاخ، پایتخت سیاسی از کاخ آپادانا در شوش به پارسه(تخت جمشید) 
		انتقال یافت و شوش پس از آن به عنوان پایتخت امور جنگ درآمد. پس از مرگ 
		داریوش بزرگ، پسر داریوش بزرگ از سومین زنش، آتوسا (دختر کوروش بزرگ) شاه 
		شد و دستور داد تا تندیسی که مصریان از داریوش بزرگ ساخته بودند و آن را می پرستیدند، به شوش آورده شود، این تندیس تا سه سده 
		پس از آن به همراه نمونه مشابه آن که پارسیان ساخته بودند، جلوی درب ورودی 
		کاخ آپادانا در شوش قرار داشت، زمانی که ارتش الکساندر مقدونی به کاخ یورش 
		می آورند و آن را به آتش می کشند، احتمالاً تندیس پارسی به دست آنها خرد می 
		شود و تندیس مصری را پس از خرد کردن سر و گردن آن به حال خود رها می کنند، 
		این تندیس هم اکنون در موزه ملی ایران در تهران نگاهداری می شود. از کاخ 
		آپادانا هم اکنون چند ستون ریخته، سنگ فرش، و شالوده دیوار ها باقی مانده و 
		هر آنچه که امکان بردن آن بوده، هم اکنون در پاریس، لندن، نیویورک، و مسکو 
		است.<br>
<br>
		دوازده سال از یورش الکساندر می گذرد، در شوش کاخ آپادانا و کاخ اردشیر دوم 
		هخامنشی ویران شده، پارسه در آتش سوخته و تمامی مراکز اداری بین شوش تا مرو 
		دشت کنونی نابود شده، الکساندر در جایی نزدیک به شوش به مرگ ناگهانی می 
		میرد و بزرگ ترین امپراتوری جهان با ده ها میلیون نفر جمعیت، از جنوب هند 
		تا شرق لیبی بدون حاکم مانده، پس از ماجراهای فراوان، پارت ها قدرت را دست 
		می گیرند. در زمان پارت ها نیز شوش اهمیت فراوانی پیدا می کند، تندیس مسی 
		شاهزاده پارتی که در موزه ملی ایران در تهران است یکی از ده <br>
		ها نشانه پارتی ها است که در خوزستان یافت شده، و باز هم افسوس که بیشتر 
		این میراث در کشور های اروپایی و امریکا است.<br>
<br>
		امپراتوری پارتی نیز پس از کشمکش های فراوان به دست اردشیر، پسر پاپگ، از 
		نوادگان ساسان موبد پرستشگاه آناهیتا، سرنگون می شود و دوباره یک امپراتوری 
		پارسی پدید می آید، پایتخت این امپراتوری در تیسفون در جنوب شهر بغداد 
		کنونی بوده، خوب است بدانید واژه بغداد یک واژه پارسی است به معنای &quot;داده 
		شده از سوی خدا&quot;، در زمان ساسانیان، خوزستان اهمیت بسیاری پیدا می کند، شهر 
		تاریانا، به دست هرمز آباد می شود و هرمزاردشیر خوانده می شود، در شوشتر که 
		از آن زمان تا پایان قاجاریه، مرکز استان شوشان (خوزستان کنونی) بوده، 
		نخستین آسیاب آبی جهان ساخته می شود، این کارگاه آسیاب ها بزرگترین آسیاب 
		آبی جهان نام گرفته است و هم اکنون هم بسیاری از آن باقی مانده است. شهر 
		دژپل (دزفول کنونی) و شوشتر به صورت دژ های ساخته شده بودند تا در زمان 
		یورش رومیان بتوانند مقاوت کنند، شهر شوشتر از این رو به ونیز ایران شهره 
		است، زیرا تمامی شهر بر روی کانال های آب ساخته شده، این کانال های آب هم 
		برای انتقال آب کشاورزی و هم برای دسترسی به آب در زمان جنگ کاربرد داشته 
		اند، هم اکنون چندین سد، پل، و آسیاب در شهر های شوشتر، دزفول، لالی، 
		مسجدسلیمان و اندکی هم در اهواز، از زمان ساسانیان به جای مانده است، پل 
		شادروان در دزفول یکی از بهترین نمونه های پل های ساسانی است. پس از یورش 
		اعراب به ایران و شکست ساسانیان و ویران شدن شهرها، بسیار ی از ساختمان ها 
		نابود شدند و تنها نامی از آنها باقی مانده، یکی از آنها، دانشگاه گندی 
		شاهپور است، که باستانشناسان امریکایی چند سال پیش با دیدن هیچ چیزی که از 
		آن در روستای شاه آباد دزفول باقی مانده بود، می خواستند خون گریه کنند. 
		این نخستین شهر دانشگاهی جهان در شمال هرمزاردشیر( اهواز کنونی) ساخته شده 
		بود، و نخستین دانشگاه پزشکی جهان را نیز در خود جای داده بود، در این 
		دانشگاه افزون بر پزشکی امروزی، دانش های دیگری مانند ستاره شناسی، 
		ریاضیات، و فیزیک نیز درس داده می شد.<br>
<br>
		در زمانی که اعراب شوش را برای دومین بار در تاریخ با خاک یکسان کردند (پیش 
		از آن، شوش یک بار در زمان ایلامیان به خاک یکسان شد)، آرامگاهی را یافتند 
		که جسدی مومیایی شده در آن بود، پس از آنکه از هوویت جسد آگاهی یافتند، از 
		بزرگان خود کسب تکلیف کردند و جسد را خاکسپاری کردند، این جسد، پیکر پیامبر 
		گرامی یهود، دانیال بود، حضرت دانیال در راه خود به سرزمین اورشلیم در شهر 
		شوش می میرد و جسدش نیز از آن زمان به صورت مومیایی در آنجا نگاه داشته می 
		شد، هم اکنون این آرامگاه یکی از پر رفت و آمد ترین مکان های مذهبی در 
		خوزستان به شمار می آید و اهمیت بسیار زیادی نیز در بین یهودیان دارد.<br>
<br>
		آنان که تاریخ یورش اعراب به ایران را خوانده اند، بی شک با یعقوب لیث نیز 
		آشنایی دارند، یعقوب لیث دلیر مردی بود که با گذشتن از جان خودش دست اعراب 
		را از ایران کوتاه کرد، یعقوب لیث در آخرین جنگ با اعراب تا بغداد پیشروی 
		کرد ولی به دلیل بیماری قولنج توان ادامه کار را از دست داد و عقب نشینی 
		کرد و زمانی که در دزفول بود درگذشت. تندیسی با شکوه از این مرد دلیر هم 
		اکنون در شهر دزفول وجود داره، پل شادروان و آرامگاه یعقوب لیث دو نماد 
		تاریخی شهر دزفول هستند.<br>
<br>
		هشت سده پس از یورش اعراب به ایران، یک یورش دیگر هم رخ داد که در آن اعراب 
		قوم مشعشعی به زور در شهر های جنوب خوزستان ساکن شدند و از آن روز تا امروز 
		با سیاست ازدیاد جمعیت تلاش می کنند به آرزو های خودشون برسند.<br>
<br>
		بی کفایتی و بی خردی ترک های قاجاری البته زمینه سوء استفاده بسیاری را 
		برای آنها به وجود آورد ، که تمام اینها با درایت و سیاست مردی که از مهتری 
		به مقام شاهی رسید خنثی شد و با هشت سال دلاور مردی شیران این سرزمین برای 
		همیشه به لیست آرزو های دست نیافتنی اعراب افزوده شد.<br>
<br>
		هم اکنون خوزستان تلاش می کند تا به سرعت ویرانی های جنگ تحمیلی را جبران 
		کند و دوباره مانند سی سال پیش به دومین استان کشور در زمینه های علمی، 
		فرهنگی، و ورزشی تبدیل شود.<br>
<br>
		در سال آینده، جشن 100 سالگی کندن چاه نفت در خاورمیانه، در شهر مسجدسلیمان 
		برگذار می شود. یک سده پیش، دومین چاه نفت جهان پس از تکزاس در شهر 
		مسجدسلیمان کنده شد و از آن زمان تا کنون تمام بار اقتصاد ایران بر دوش 
		منابع نفت و گاز است. خوب است بدانید که پارسیان در زمان باستان نفتی را که 
		به سطح زمین می آمده برای روشنایی و همچنین ساخت تیرهای آتشین به کار می 
		بردند، واژه &quot;نفتا&quot; یک واژه پارسی باستان است. امروزه البته نفت هایی که به 
		سطح زمین می رسند مشکلات زیادی را برای مردم مسجدسلیمان به بار آورده، در 
		طرحی قرار بوده که بخش هایی از شهر مسجدسلیمان که این مشکل را دارند، جا به 
		جا شوند، ولی تا به امروز که این طرح اجرا نشده و طرح شهر تازه پارسوماش بی 
		هیچ پیشرفتی متوقف شده است.<br>
<br>
		بیش از 98% نفت و درصد بالایی از گاز در خوزستان قرار دارد. یک سوم برق 
		کشور نیز در خوزستان تولید می شود، و نزدیک به نیمی از آب های سطحی کشور در 
		خوزستان جریان دارد که سبب شده خوزستان مکانی برای ساخت پروژه های بزرگ سد 
		سازی مانند کارون 3 باشد، خوزستان همچنین تولید کننده درصد بالایی از شکر، 
		محصولات باغی، غله، و فراورده های دریایی ایران نیز هست. همه این عوامل در 
		کنار هم سبب شده تا کارشناسان اقتصادی، آینده ای درخشان برای استان خوزستان 
		متصور شوند و آن را با شانگهای چین و یا تکزاس امریکا که قلب های اقتصادی 
		این دو کشور هستند، مقایسه کنند.<br>
<br>
		ساخت منظقه آزاد تجاری اروند، گسترش طرح نیشکر، ساخت بزرگترین کارخانه 
		فولاد خاورمیانه در خرمشهر، ساخت دومین نیروگاه برق هسته ای کشور در اهواز، 
		معافیت ده ساله مالیاتی برای سرمایه گذارای در خوزستان، از جمله پروژه هایی 
		هستند که در آینده نچندان دور سبب کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح رفاه می 
		شوند، امیدواریم پس از به سرانجام رسیدن این پروژه ها، شهر های بزرگ استان 
		خوزستان به جای اینکه سکوی پرتابی باشند برای کوچ کردن به شهر های بزرگتر، 
		تبدیل به مکانی مناسب برای رشد، پیشرفت شوند.<br>
<br>
		در نوروز سال 84، استان خوزستان با میزبانی از پنج میلیون گردشگر نوروزی، 
		مقام نخست را در این زمینه به خود اختصاص داد، هر چند اقدامات تنفر انگیز 
		تروریستی سال پیش که به کشته شدن 30 تن و زخمی شدن نزدیک به 300 تن انجامید 
		سبب می شود برخی گردشگران در سفر به خوزستان اندکی دو دل شوند، ولی گمان می 
		رود امسال نیز شمار قابل توجهی از هم میهنان به استان خوزستان مسافرت کنند 
		و از جاذبه های طبیعی، تاریخی، و مذهبی خوزستان لذت ببرند.<br>
<br>
راه های استان:<br>
<br>
		می توانید از قطار سراسری تهران-خرمشهر، جاده شهرکرد-مسجدسلیمان، جاده خرم 
		آباد-اندیمشک، جاده ایلام-اندیمشک، جاده گناوه-بهبهان، فرودگاه اهواز،و 
		فرودگاه آبادان به خوزستان بیاید. در شهر اهواز دو ایستگاه قطار وجود دارد، 
		یکی ایستگاه مرکزی که در خط سراسری قرار دارد و چند سالی است که مدیریت راه 
		آهن از خرمشهر به آنجا منتقل شده، و یکی دیگر ایستگاه کارون است، که مربوط 
		خط درون استانی اهواز-ماهشهر است، افزون بر این به جز خط سراسری 
		تهران-خرمشهر، یک خط درون استانی اهواز-خرمشهر هم وجود دارد، که با توجه به 
		چسبیده بودن شهرهای آبادان و خرمشهر می توانید برای رفتن به آبادان نیز از 
		این خط استفاده کنید.<br>

<br>
		اماکن دیدنی:<br>
<br>
		در آبادان می توانید مسجد رنگونی ها را ببینید، مسجدی که هندی ها با معماری 
		خودشان ساخته اند و به تازگی توسط سازمان میراث فرهنگی بازسازی شده، 
		پالایشگاه آبادان نیز زمانی بزرگترین پالایشگاه نفت جهان بوده و برای کسانی 
		که اجازه داخل شدن دارند جای دیدنی است، سینما ها و هتل های آبادان که 
		شمارشان از سینما ها و هتل های اهواز بیشتر است، کلیسای مسیحیان آبادان، 
		بازار ته لنجی ها، از جمله جاهای هستند که می توانید از دیدنشان لذت ببرید.<br>
<br>
		در اهواز، می توانید هیچ کاری نکنید، اهواز چیزی برای دیدن ندارد واقعاً، 
		ساختمان دانشگاه ادبیات، پل سپید، میدان چهار شیر، تنها چیزهایی هستند که 
		می توانید ببینید و اندکی لذت ببرید، از فست فود های اهواز نمی توانید صرف 
		نظر کنید، تمام کیانپارس پر است از فست فود، اگر چایخانه و رستوران سنتی 
		خواستید هم در کیانپارس هست و هم در میدان راه آهن، تاکسی هم انواع بی سیم 
		آن فراوان است ولی چون تبلیغ می شود نمی توان شماره آنها را اینجا نوشت. 
		هتل و کافی نت هم در ستاره ها و اندازه های گوناگون وجود دارد، هتل پارس 
		بهترین هتل اهواز است که چهار ستاره است، امیدواریم هتل 36 طبقه پنج ستاره 
		ای که میراث فرهنگی قول آن را داده هر چه زودتر ساخته شود، پس از هتل پارس، 
		هتل های اوکسین ( نام یونانی خوزستان)، و نادری هتل های خوبی هستند.<br>
<br>
		در مورد شوشتر، شوش، و دزفول به اندازه کافی توضیح داده شد. البته در شوش 
		تپه آکروپل و تپه پیشه وران، همچنین قلعه فرانسوی ها و موزه شوش و همچنین 
		موزه هفت تپه نیز می توانند بسیار دیدنی باشند.<br>
<br>
		در مسجدسلیمان می توانید دومین چاه نفت جهان را ملاقات کنید و به خرابه های 
		آتشکده بردنشانده سری بزنید و افسوس بخورید که چرا آن همه چیزی که از این 
		آتشکده یافت شد هم اکنون در پاریس و نیویورک است، به سنگ نگاری های ایلامی 
		در اشکفت سلمان می توانید سر بزنید، و همچنین اگر نابود نشده باشد یک سد 
		هخامنشی از زمان داریوش بزرگ نیز در مسجدسلیمان وجود دارد.<br>
<br>
		در رامهرمز یک قبرستان وجود دارد که می گویند آخرین هرمز ساسانی در آن به 
		خاک سپرده شده، در نزدیکی رامهرمز شهر رامشیر وجود دارد که آثار نچندان 
		شناخته شده باستانی در آن است، چند سالی است که گروه های باستانشناسی به 
		رامشیر می روند و می آیند و کسی هم چیزی بروز نمی دهد که چه یافتند، ولی 
		تازگی ها گفته اند آثار زندگی در 8000 سال پیش را در آنجا یافته اند، اگر 
		شاهنامه خوانده باشید، نام سمنگان را شنیده اید، سمنگان نام قدیمی رامهرمز 
		است، اهالی رامهرمز لر هستند ولی در سالهای اخیر عرب ها به سرعت دارند جمعیتشان را در رامهرمز زیاد می کنند. اگر ترک هستید می توانید به هفتگل 
		بروید و با هر کسی خواستید ترکی حرف بزنید، هفتگلی ها ترک های افشاری 
		هستند، هفتگل یکی از بخش های رامهرمز و گاهی هم مسجدسلیمان است و تلاش دارد 
		شهر بشود.<br>
<br>
		از رامهرمز که به پایین بروید، به بهبهان می رسید، شهری که در زمان باستان 
		ارژان نام داشته، نزدیکی بهبهان می توانید آثاری از ارژان و همچنین شهرهای 
		ایلامی دیگری بیابید، ولی به دلیل ناکارآمدی سازمان میراث فرهنگی، خودتان 
		می بایست بگردید و این آثار را پیدا کنید.<br>
<br>
		شهر بندرامام خمینی ، که میان اهالی به بندر شاهپور هم خوانده می شود، در 
		زمان هخامنشیان بخشی مهم از ناوگان دریایی ارتش داریوش بزرگ و شاهان پس از 
		وی بوده است، این شهر به همراه سربندر، ماهشهر، و هندیجان چند شهر نزدیک به 
		هم و بندری هستند و چیز جالبی برای دیدن ندارند، البته منطقه ویژه پتروشیمی 
		می تواند برای کسانی که شغلی در این رابطه باشد بسیار جالب باشد.<br>
<br>
		بین ماهشهر و اهواز، شهری هست به نام شادگان، در شادگان مهمترین تالاب 
		ایران، یعنی تالاب بین المللی شادگان قرار دارد، ولی باز هم به دلیل 
		ناکارآمدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نمی توانید بهره ای از این تالاب 
		ببرید، در نزدیکی شادگان جایی است که اکنون به آن خور دورق می گویند، نام 
		اصلی آن دارا ارگ (ارگ داریوش) است، که جز همان جاهایی است که اکنون تنها 
		نامی از آنها باقی مانده. از شادگان که به سوی اهواز و سوسنگرد، و یا 
		خرمشهر و آبادان بروید هر چه می بینید میدان نبرد تن در برابر گلوله بوده، 
		جایی که شیران ایران زمین برای ذره ذره خاک آن خون دادند و حتی یک وجب از 
		خاک میهن را به بیگانه تسلیم نکردند، چه آن بمب شیمیایی که بر سرشان آمد و 
		چه آن مین هایی که به چنگ آوردشان، هیچ کدام این شیران را از پای در 
		نیاورد.<br>
<br>
<br>
		اگر در مورد جاهای دیدنی خوزستان حتی ده کتاب هم نوشته بشود کم است و باز 
		هم می توان نوشت.<br>
<br>
		شماره تلفن برخی هتل های استان:<br>
<br>
		مسجدسلیمان، هتل مهمانسرا: 3333224 , 3333985 0681<br>
		ماهشهر، هتل آزادای: 2336990-0652<br>
		آبادان، هتل پارسیان: 0612-3330060<br>
		آبادان، هتل کاروانسرا: 0612-3334002<br>
		خرمشهر، هتل سبز: 0632-4243501<br>
		اهواز، هتل پارس: 0611-2222091<br>
		اهواز، هتل اوکسین: 0611-4474720<br>
		دزفول، هتل مهمانسرا: 0641-2261100<br>
		اندیمشک، هتل رستم: 0642-4241818<br>
		اندیمشک، هتل اندیمشک: 0642-4240990<br>
<br>
		ترکیب قومی شهرهای استان:<br>
		لر و بختیاری (مسجدسلیمان، اندیمشک، لالی، شوش، اهواز، رامهرمز، امیدیه، 
		ماهشهر، آبادان)<br>
		عرب (سوسنگرد، شادگان، اهواز، خرمشهر، آبادان)<br>
		ترک (هفتگل، امیدیه)<br>
		شوشتری ها ، دزفولی ها ، و بهبهانی ها ، هر کدام لهجه و مراسم خاص خود را 
		دارند ولی در کل از بومی های استان هستند که ریشه پارتی دارند. تقریبا در 
		تمام شهرهای استان
<br>
		هستند، ولی به غیر از شهرهای خود، بیشتر آنها در اهواز زندگی می کنند.<br>
<br>
		آب و هوا:<br>
		سرد کوهستانی (مسجدسلیمان، ایذه، اندیمشک)<br>
		معتدل (دزفول، شوشتر، شوش، رامهرمز)<br>
		گرم ( اهواز، سوسنگرد، آبادان، خرمشهر، امیدیه، شادگان)<br>
<br>
		شهرهای بزرگ:<br>
		اهواز، یک میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت<br>
		دزفول، پانصد هزار نفر جمعیت<br>
		آبادان، چهارصد هزار نفر جمعیت<br>
<br>
<br>
		( اگر در این نوشته کاستی یا اشتباهی می بینید، لطفاً به ما بگویید)</p>
<b>- هم میهن</b>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
