<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>خواندنی ها و دانستنی ها</title>
      <link>http://www.hammihan.com/readable/</link>
      <description>خواندنی ها و دانستنی ها </description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2007</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 01 Mar 2007 21:34:31 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>خردمند بزرگ عمر خیام</title>
         <description><![CDATA[<P align=justify>حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. </P>
<P align=justify><BR>تلاشها <BR>خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد. </P>
<P align=justify><BR>بازگشت به خراسان <BR>بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت. </P>
<P align=justify><BR>خیام و علم ریاضیات <BR>دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد. خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند. </P>
<P align=justify><BR>خیام و علوم دیگر <BR>استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست. اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.</P>]]></description>
         <link>http://www.hammihan.com/readable/id/000243.php</link>
         <guid>http://www.hammihan.com/readable/id/000243.php</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 01 Mar 2007 21:34:31 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چاقي چيست؟</title>
         <description><![CDATA[<DIV id=post_message_328500><B><FONT face=Nazanin><FONT color=red>چاقي چيست؟</FONT></FONT></B><BR><BR><FONT face=Nazanin>چاقي بيماري مزمني است كه به علت نامتعادل بودن ميزان دريافت انرژي از راه غذا و ميزان مصرف يا سوخت انرژي در نتيجه فعاليت بدني بوجود مي آيد درواقع چاقي يك اختلال پيچيده تنظيم اشتها و سوخت و ساز مواد غذايي در تبديل به انرژي است كه توسط عوامل زيست شناختي خاصي كنترل مي گردد.</FONT><BR><BR><B><FONT face=Nazanin><FONT color=red>معيار تشخيص چاقي برچه مبنايي است؟</FONT></FONT></B><BR><BR><FONT face=Nazanin>براي تشخيص چاقي از اندازه گيري بي ام آي </FONT><FONT face=Nazanin><FONT face="Times New Roman">(BMI : body mass index) </FONT></FONT><FONT face=Nazanin>استفاده مي شود كه بر مبناي آن وزن تقيسم بر قد به توان دو است ( </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>m</FONT></FONT><FONT face=Nazanin> 2(قد)/ </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>kg</FONT></FONT><FONT face=Nazanin> وزن = </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>BMI</FONT></FONT><FONT face=Nazanin> ).</FONT><BR><BR><FONT face=Nazanin>البته عوامل ديگري هم در تقسيم بندي چاقي از نظر شدت موثر است كه از جمله مي توان به توزيع چربي در قسمتهاي مختلف بدن‘ دور كمر‘ دور مچ دست و ميزان جثه افراد اشاره كرد معيار </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>BMI </FONT></FONT><FONT face=Nazanin>براي سنجش چاقي در بزرگسالان است و در كودكان بسته به سنين مختلف فرمولاسيون هاي متفاوت ارائه شده است براساس طبقه بندي سازمان بهداشت جهاني </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>WHO)</FONT></FONT><FONT face=Nazanin>)</FONT><FONT face=Nazanin>تقسيم بندي چاقي بر مبناي </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>BMI</FONT></FONT><FONT face=Nazanin> به قرار زير است:</FONT><BR><BR><FONT color=red><FONT size=2><U><FONT face=Nazanin>تشخيص</FONT></U><U><FONT face=Nazanin><FONT face="Times New Roman">BMI</FONT></FONT></U></FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>كم وزن ‌5/18&gt;</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>وزن طبيعي 9/24-5/18</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>اضافه وزن 9/29-25</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>چاق 30&lt;</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>چاقي كلاس 1 9/34-30</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>چاقي كلاس 2 9/39-35</FONT></FONT><BR><FONT face=Nazanin><FONT color=red>كلاس 3 40&lt;</FONT></FONT><BR><BR><FONT face=Nazanin>به عنوان مثال اگر فردي داراي قد </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>cm</FONT></FONT><FONT face=Nazanin>160و وزن 90 كيلوگرم باشد 2.56/90= 15/35 است كه در تقسيم بندي سازمان بهداشت جهاني اين فرد چاق از كلاس 2 است كه البته در اين مورد بايستي عواملي چون جثه‘ مرديا زن بودن‘ شاغل يا بي كاربودن‘ ورزشكار يا غير ورزشكار بودن و موارد بسيار ديگري را مد نظر گرفت.</FONT><BR><BR><FONT face=Nazanin>با توجه به اينكه توزيع آناتوميك چربي بدن نقش بسيار مهمي در خطرات چاقي دارد و چاقي مركزي (احشايي) در مقايسه با چاقي محيطي با خطر بيشتري براي سلامتي همراه است به همين دليل شاخص ديگري تحت عنوان اندازه دور كمر شاخص بسيار مهمي براي مشخص كردن خطرات باليني به خصوص براي پرفشاري خون و ديابت مي باشد.</FONT><BR><BR><FONT size=2><FONT color=red><U><FONT face=Nazanin>جنس</FONT></U><FONT face=Nazanin> <U>محدوده خطر</U> <U>محدوده اقدام</U></FONT></FONT><BR><FONT color=red><FONT face=Nazanin>مرد 102-94 </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>cm</FONT></FONT><FONT face=Nazanin>102&lt;</FONT></FONT><BR><FONT color=red><FONT face=Nazanin>زن </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>cm</FONT></FONT><FONT face=Nazanin>88-80 </FONT><FONT face="Times New Roman"><FONT face=Nazanin>cm</FONT></FONT><FONT face=Nazanin>88&lt;</FONT></FONT></FONT><BR></DIV><!-- / message --><!-- sig -->]]></description>
         <link>http://www.hammihan.com/readable/id/000107.php</link>
         <guid>http://www.hammihan.com/readable/id/000107.php</guid>
        
        
         <pubDate>Sun, 17 Dec 2006 00:15:52 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
