غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي
مبنع | بحث و گفتگو در این مورد | صفحه اصلی لطیفه
|
بخشهای کلی : اخبار ایران
و جهان , تالارهای بحث
,
کتابخانه |