<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>فیلم و سینما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.hammihan.com/cinema/atom.xml" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30</id>
   <updated>2007-04-02T18:55:22Z</updated>
   <subtitle>فیلم - سینما - فیلم و سینما - اخبار سینما - فیلم روز - بررسی فیلم</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.34</generator>

<entry>
   <title>سرانجام این همه فحش دادن در فیلم های ایرانی چیست؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000376.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30.376</id>
   
   <published>2007-04-02T17:50:26Z</published>
   <updated>2007-04-02T18:55:22Z</updated>
   
   <summary> ایران کشوری است بی همتا و نیک، شما که این نوشته را می خوانید یکی از مردمی هستید که در ایران زندگی می کند، پیش از تو 100 ها میلیون ایرانی دیگر زندگی کرده اند و مرده اند یا...</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="نقد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
ایران کشوری است بی همتا و نیک، شما که این نوشته را می خوانید یکی از مردمی هستید که در ایران زندگی می کند، پیش از تو 100 ها میلیون ایرانی دیگر زندگی کرده اند و مرده اند یا کشته شده اند. مردمان ایران از آن زمانی که تاریخ می تواند نشان دهند، به نام گسترش دهندگان روشنایی، پایان دهندگان شر و بدی و نیرگ شناخته شده هستند.
<br><br>
خیلی رک و پوست کنده و بی پرده، ما مردم ایران اکنون ایرانی بودن خود را بر سر روی آوردن به ارزش های بی بن و ریشه غیر ایرانی از دست می دهیم.
<br><br>
اکنون، برای نمونه فحش دادن در سینمای ایران دقیقاً همان راهی را می پیماید که در هالیوود پیموده شده است و پس از چند دهه سبب پشیمانی آنها شده، کپی کردن بی اندیشه و طوطی وار در بسیاری از ارکان زندگی ایرانیان رسوخ کرده است، ولی در مورد سینما وضع اندکی تفاوت دارد. تاثیری که سینما بر روی نسل های آینده دارد سبب می شود اندکی جدی تر به سینما نگاه شود.
<br><br>
همسایه به همسایه فحش می دهد، زن و شوهر فحش می دهد، بچه ها به همدیگر فحش می دهند، مادر بزرگ و پدر بزرگ ووو در کدام اثر ادبی ایرانی می توان اثری از این رفتار های رشت یافت ؟
<br><br>
سینمای یک کشور، شناسنامه آن کشور است! شما هر کشور را پیش و بیش، از هر چیز دیگری از سینمای آن می شناسید. راهی که سینمای ایران در آن گام گذاشته یک اشتباه غیر قابل جبران است. فیلم تاثیر خود را می گذارند، هر کدام هم پس از ساخت به بخشی از سینمای ایران تبدیل خواهد شد. بی شک هیچ فیلمی هم نابود نخواهد شد، پس ذره ذره آن ناسزا هایی که در فیلم ها وجود دارد سبب دگرگونی ادبیات نسل های کنونی و آینده و همچنین بی آبرویی ایران می شود.
<br><br>
در کشوری مانند امریکا سختگیرانه ترین روش های ممکن برای جلوگیری از ورود رفتار های ناشایست به جامعه در رده های سنی گوناگون انجام می شود. ولی ما چه کاری می کنیم ؟ تلویزیون روشن می شود، هر ساعت از شبانه روز، هر کانالی، و هر فیلمی که هر کسی در هر رده سنی باشد می تواند ببیند، خوب چه می شود؟ 
<br><br>
در کشورهای غربی برای کاهش رفتار های خشونت آمیز به نسل جوان در روزنامه و مجله و فیلم و کارتون و آهنگ پند و اندرز داده می شود که از غذاهای گیاهی استفاده کنید، ما اینجا در ایران، در کشوری که تمام غذاهای اصیل آن 100% گیاهی هستند، خیلی آسان و بدون در نظر گرفتن هر آنچه که در مورد سلامتی می دانیم، غذاهای ایرانی را وقت گیر و بی کلاس قلمداد می کنیم ، و پیتزا و همبرگر و ساندویچ ووو می شود غذاهای با کلاس در دست دکتر و مهندس، این فیلم ها ذهن مردم را هدایت می کند، واقعاً ترسناک است اگر ایرانی بودن با این رفتار ها نابود شود، که البته می شود، مگر همین الان میان جوانان ما فحش زشت تر نشان دهنده قدرتمند تر بودن نیست؟
<br><br>
می گویند: هر چه بگندد نمک اش می زنند	وای به روزی که بگندد نمک
<br><br>
آیا شگفت زده می شود اگر 100 سال آینده مردم ایران با دیدن سه رکن گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک ، از یکدیگر بپرسند چه کاری "نیک" است و چه کاری نه !
<br><br>
پس از همین امروز شگفت زده شوید، زیرا با این روندی که در سینمای ما پیموده می شود تا آن سالهای دیگر تشخیص نیک و بد نیز برای ایرانیان که زمانی حکم نمک را داشتند بسیار دشوار خواهد شد.
<br><br>
زمانی که می نویسیم "سینما" باید بخوانیم، الگویی برای زندگی، الگویی برای رفتار و کردار، الگویی برای سخن گفتن، و هزاران هزار نکته دیگر ...
<br><br>
سینما الگویی است برای چگونه بودن، خواه در یک سالن باشد، خواهد یک دی وی دی در درایو کامپیوترتان ، هر آنچه که می بینید، خواه دیالوگ های یک بازیگر ایرانی، خواه زیرنویس های یک فیلم خارجی، هر آنچه که هست سبب دگرگونی در شما می شود، شما پس از تماشای هر فیلم، ناخودآگاه برای یک مدت کوتاه یک انسان دیگر می شوید، اگر در تمام فیلم ها فحش بشنوید، این یک انسان دیگر شدن ادامه پیدا می کند و این دگرگونی به سمت بدی می رود، و اگر اصلاً فیلم نگاه نکنید، یا اینکه فیلم های خوب نگاه کنید، دگرگونی به سمت بدی نمی رود، انتخاب با خودتان است، از ما گفتن بود و ...
</p>
<b>- هم میهن</b>
<br>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هفت فیلم برای سال 1386</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000367.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30.367</id>
   
   <published>2007-03-30T19:34:06Z</published>
   <updated>2007-04-02T18:57:25Z</updated>
   
   <summary> گفته‌اند و باز هم می‌گویند این دوره از جشنواره فیلم فجر، فیلم‌ها ضعیف‌تر از دوره‌های قبل بودند، هم منتقدان گفته‌اند و می‌گویند و هم داوران. با این همه، سال 1386 را اگر اهل سینما رفتن باشیم، باید با همین...</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="دانستنی ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
گفته‌اند و باز هم می‌گویند این دوره از جشنواره فیلم فجر، فیلم‌ها ضعیف‌تر از دوره‌های قبل بودند، هم منتقدان گفته‌اند و می‌گویند و هم داوران. با این همه، سال 1386 را اگر اهل سینما رفتن باشیم، باید با همین فیلم‌ها سپری كنیم و در میان همین فیلم‌ها می‌توان فیلم‌هایی را یافت كه ارزش دیدن داشته باشد و گاه می‌توان اتفاق‌هایی را دید.
<br>
برگزیدگان جشنواره، انتخاب هیات داوران جشنواره‌اند، برای اهدای تندیس. می‌توان برنده‌های بخش‌های مختلف را نیز در فهرست فیلم‌هایی گذاشت كه ارزش دیدن دارند، اما تردیدی نداریم كه فیلم‌های دیگری هم هستند كه به هر دلیلی در فهرست انتخابی هیات داوران نیامده‌اند، زیرا آنان بیشتر دنبال انتخاب برگزیده‌اند تا ارائه فهرستی از فیلم‌های مطلوب و دیدنی برای مخاطبان سینما.
<br>
با این مقدمه می‌خواهم چند فیلم را برای سال 1386 معرفی كنم كه به نظرم ارزش دیدن و گاه دوباره دیدن دارند، با این توضیح كه دو فیلم <اتوبوس شب> ساخته كیومرث پوراحمد و <رئیس> ساخته مسعود كیمیایی را ندیده‌ام و احتمالا‌ می‌توانستند به فهرست پیشنهادی راه پیدا كنند.
<br><br>
خون‌بازی، شناخت تازه از اعتیاد
<br>
<خون‌بازی> ساخته رخشان بنی‌اعتماد نقطه توافق میان منتقدان و هیات داوران جشنواره بود. فیلمی تلخ درباره اعتیاد كه محور آن یك دختر جوان معتاد است كه در آستانه ازدواج می‌خواهد اعتیادش را كنار بگذارد، اما ترك اعتیاد كار آسانی نیست و فیلم داستان همین دشواری را می‌گوید.این فیلم دو ویژگی مهم دارد، نخست اینكه محور داستان اعتیاد دختران جوان است كه كم‌سابقه است پرداختن به این موضوع و دوم اینكه تصویری تازه از اعتیاد ارائه می‌شود كه با تصویر كلیشه‌ای و رایج از اعتیاد تفاوت دارد؛ زیرا در اغلب فیلم‌ها معتادان بدون توجه به طبقه اجتماعی و نوع اعتیادشان بازی‌های یكسانی جلوی دوربین دارند. در این فیلم طبقه اجتماعی دختر، نوع زندگی‌اش و نوع اعتیادش تصویر متفاوتی از اعتیاد ساخته است كه با بازی سخت اما موفق باران كوثری و بازیگر مقابلش بیتا فرهی كه نقش مادر او را بازی می‌كند، بسیار تاثیرگذار از كار درآمده است.كارگردان و عوامل فیلم تلا‌ش كرده‌اند تصویری واقعی از اعتیاد دختران جوان ارائه كنند تا تاثیری واقعی بگذارند، به همین خاطر فیلم تلخ و گزنده است، اما با همه تلخی‌اش باید آن را دید، چون شناخت تازه‌ای از اعتیاد می‌دهد، شناختی كه به آن نیاز بسیار داریم.
<br><br>
فرش ایرانی، با امضای بزرگان
<br>
مجموعه <فرش ایرانی> 15 فیلم كوتاه به كارگردانی 15 كارگردان برجسته سینمای ایران است، 15 نگاه به فرش ایرانی. هر كارگردان از زاویه‌ای به موضوع نگاه كرده است كه زاویه خود اوست. اگرچه فیلم‌ها به آنان سفارش داده شده است، اما گویا چیزی به آنان تحمیل نشده و هریك نگاه ویژه خود را به فرش داشته‌اند. جعفر پناهی دغدغه‌های اجتماعی‌اش را در این فیلم كوتاه دیده است، بهرام بیضایی نقبی به شاهنامه زده است، عباس كیارستمی تلفیقی از شعر و فرش و صدایی ماندگار ارائه كرده است، داریوش مهرجویی تصویری شاعرانه از زندگی زنی در روی یك فرش داده است، مجید مجیدی فرش ایرانی را با معنویت آمیخته است، بهروز افخمی به موضوع تجارت فرش پرداخته است و رضا میركریمی از خاطره و فرش گفته است.نه‌تنها هر كارگردان قصه‌ای ویژه داشته است، كه سبك و تكنیك آن نیز متفاوت است و فیلم‌ها در فرم‌های مختلف ویدیوكلیپ، مستند، انیمیشن و داستانی شكل گرفته‌اند. رخشان بنی‌اعتماد، كمال تبریزی، سیف‌ا... داد، مجتبی راعی، نورالدین زرین‌كلك، خسرو سینایی، بهمن فرمان‌آرا و محمدرضا هنرمند كارگردانان دیگر این مجموعه‌اند.
<br>
اگر این فیلم به نمایش عمومی درآید، دیدنی است و كاری تازه درباره یك هنر - صنعت ملی.
<br><br>
چند روز بعد، قصه غرور یك زن
<br>
چند روز بعد كار تازه نیكی كریمی كه پیش از این در جشنواره‌های مختلف خارجی به نمایش درآمده است، به این خاطر برایم مهم است كه قصه غرور زنی را می‌گوید كه نیكی كریمی خود نقشش را بازی می‌كند و محور فیلم است.در جشنواره‌ای كه در همه فیلم‌ها زنان در حاشیه بودند، فیلمی مثل چند روز بعد و خون‌بازی كه محور آن زنان بودند و خیلی مهم است. ‌ فیلم چند روز از زندگی زنی را نشان می‌دهد كه درگیر انتخاب مهمی است. بازگشت همسر اول شوهرش زندگی او را برهم زده و او جدایی را بر زندگی ترجیح داده است، اما تردید رهایش نمی‌كند، به خصوص كه شوهر مدام او را می‌جوید. داستان فیلم، داستان تازه‌ای نیست، اما این بار از زاویه نگاه زنی روایت می‌شود كه درگیر این ماجراست و نقطه درخشان فیلم همین‌جاست. فیلم می‌توانست با گریز زدن به رابطه پیشین مرد و زن و همچنین زندگی كنونی مرد سرعت بیشتری بگیرد، اما كارگردان اصرار دارد كه آنها دیده نشوند و فقط زن دیده شود و تردیدهایش و دشواری تصمیم‌گیری‌اش كه به كندی پیش می‌رود.
<br><br>
من قاتل پسرتان هستم
<br>
مازیار میری اصرار دارد كه نام فیلمش این است: <من قاتل پسرتان هستم>، اما اگر خواستید این فیلم را ببینید یادتان باشد كه با نام <پاداش سكوت> اكران خواهد شد كه نامی تحمیلی است.پاداش سكوت داستان مرد رزمنده‌ای است كه هنگام جنگ برای لو نرفتن عملیات ناگزیر شده است به اشاره فرمانده‌اش سر دوست زخمی‌اش را كه سر و صدایش باعث جلب توجه دشمن می‌شده، زیر آب كند. او پس از سال‌ها دچار عذاب وجدان شده و پدر دوستش را پیدا كرده و اعتراف می‌كند: من قاتل پسرتان هستم.آنچه این فیلم را از بقیه فیلم‌های مربوط به دفاع مقدس متفاوت می‌كند، نگاه جسورانه‌اش در بازگویی حوادثی از جنگ است كه كمتر به آن پرداخته شده است، واقعیت‌هایی تلخ و وحشتناك كه حال امكان بیانش وجود دارد. این فیلم بر اساس داستانی از احمد دهقان با همین نام ساخته شده است.پرویز پرستویی نقش آن رزمنده را بازی می‌كند و جعفر والی نقش پدر دوستش را و رضا كیانیان نقش فرمانده را. فیلم از نظر جلوه‌های ویژه كاری برجسته است و بازی پرویز پرستویی اگرچه نشانه‌هایی از بازی‌های گذشته‌اش در نقش رزمندگان را دارد، اما فضا و حال و هوایی متفاوت دارد.
<br><br>
باز هم سیب داری؟ فیلمی كه دیده نشد
<br>
<باز هم سیب داری؟> به نظرم اتفاق جشنواره بیست‌وپنجم بود كه دیده نشد، نه از سوی منتقدان و نه از سوی داوران.فیلم با فرار زن و مردی از یك روستای جنگ‌زده آغاز می‌شود، اما آنان هر جا پا می‌گذارند حضور <داس‌داران> كه نماد قدرت می‌تواند باشد، دیده می‌شود و در نهایت نیز به خدمت داس‌داران درمی‌آیند. با این حال نمی‌توان فیلم را چنین خلا‌صه كرد و تهیه هر خلا‌صه‌ای از فیلم به آن لطمه می‌زند، زیرا فیلم تركیبی از ماجراهای مختلف است كه می‌توان نمونه‌های آن را در افسانه‌ها، آیین‌ها و حوادث تاریخی و حتی دیگر فیلم‌ها دید. فیلم گاهی با ارجاع غیرمستقیم به افسانه یا آیینی، داستانی را به داستان فیلم اضافه می‌كند كه نمی‌توان آن را خلا‌صه كرد.نام فیلم اشاره به افسانه حسن كچل دارد و شخصیت اصلی نیز نشانه‌هایی از او در خود دارد، اما از این نشانه‌ها در سراسر فیلم بسیار است.
<br>
باز هم سیب داری؟ داستانی تلخ دارد، اما تلخی با طنز تركیب شده است و واقعیت تلخ با شیرینی طنز جذابیت خاصی پیدا كرده است.
<br>
اگر این فیلم به نمایش درآمد و شما هم توصیه ما را پذیرفتید و به تماشای فیلم رفتید یادتان باشد كه در این فیلم رنگ‌ها و نشانه‌ها خیلی مهم‌اند.
<br><br>
آدم، دعوت به شادی
<br>
روستایی را فرض كنید كه در آن سال‌هاست كسی نمرده است و این باعث شگفتی دیگرانی است كه به این روستا می‌آیند و از جمله مامور ثبت احوال. شغل اهالی این روستا نوازندگی در عروسی‌ها و جشن‌های دیگران است. در این روستا مردی زندگی می‌كند به نام <آدم> كه حضورش به آنان دلگرمی می‌دهد و به گمان دیگران حضور او باعث شده است كه كسی از آنان نمیرد. روال معمول در این روستا جاری است كه سر و كله یك زن پیدا می‌شود كه <آدم> را جست‌وجو می‌كند. حضور زن روال معمول را در آنجا بر هم می‌زند و آدم می‌میرد.عبدالرضا كاهانی در نخستین فیلم بلندش فیلمی ساخته است با موضوعی متفاوت و تر و تازه كه برایمان تازگی دارد، اما گویا چنین روستایی وجود دارد.در فیلم با لهجه محلی سخن می‌گویند و همین باعث مشكلا‌تی در فهم آن می‌شود كه ظاهرا كارگردان قرار است برای دیالوگ‌ها زیرنویس بگذارد.مهتاب كرامتی در نقش زنی بازی می‌كند كه حضورش روال معمول آن روستا را برهم می‌زند. او نقش فرشته مرگ را بازی می‌كند و آمده است كه آدم را ببرد. صحنه پایانی فیلم آدم در لباس سفید در ماشین مهتاب كرامتی نشسته است و می‌روند.فیلم به موضوعی پرداخته است كه در عین سادگی، موضوعی عمیق است. در صحنه‌ای از فیلم یكی از اهالی روستا كه مسوول رتق و فتق امور و دعوت‌هاست پیش زن اعتراف می‌كند كه ما هم می‌میریم، اما مرده‌هایمان را شبانه دفن می‌كنیم تا كسی نبیند، چون آدم عزادار را برای نوازندگی در جشن دعوت نمی‌كنند و وقتی <آدم> مرده است سر و كله مامور ثبت احوال پیدا می‌شود، اما این بار او به جست‌وجوی مرگ و میر و تولد نیامده است، بلكه برای دعوت نوازنده آمده است.
<br><br>
سنتوری، تجربه دیگری از مهرجویی
<br>
سنتوری داریوش مهرجویی بحث‌برانگیزترین فیلم جشنواره بود كه نمایش آن در جشنواره با مشكلا‌تی روبه‌رو شد و بالا‌خره با حذف حدود 14 دقیقه از فیلم در جشنواره به نمایش درآمد.فیلم درباره جوانی است از خانواده‌ای متشرع و بازاری كه به سنتور علا‌قه دارد و وادار می‌شود میان سنتور و خانواده، سنتور را انتخاب كند و از خانواده رانده شود. او در موسیقی چنان تبحری پیدا كرده است كه به نام علی سنتوری شناخته می‌شود و كنسرت‌هایش در محافل عمومی با استقبال روبه‌رو می‌شود. عاشق می‌شود، ازدواج می‌كند، اما رفته‌رفته به دام اعتیاد گرفتار می‌شود، كنسرت‌هایش مجوز نمی‌گیرد و ناگزیر می‌شود از راه خواندن و نواختن در عروسی‌ها زندگی كند، اما یك روز در یك دعوا در یكی از عروسی‌ها سازش شكسته می‌شود و از آن پس او كه زنش نیز رهایش كرده است، آواره می‌شود و به كارتن‌خواب‌ها می‌پیوندد تا اینكه خانواده به آسایشگاه ترك اعتیاد می‌برندش و دوباره سنتور می‌یابد و می‌نوازد.
<br>
اگر از چند اشكال منطقی فیلم بگذریم كه به نظر می‌رسد حذف‌های ناگزیر به آن ضربه زده باشد، فیلم فیلم محكمی است كه می‌تواند در كنار تعبیر و تفسیرهای مختلفی كه از آن می‌توان ارائه كرد، از آن لذت هم برد. سنتوری مخصوصا برای علا‌قه‌مندان موسیقی، فیلمی جذاب خواهد بود و قطعه‌هایی زیبا در آن خوانده می‌شود. بازی خوب بهرام رادان كه در نقش علی سنتوری بازی می‌كند در مقابل گلشیفته فراهانی این فیلم را دیدنی‌تر كرده است و امضای داریوش مهرجویی پای آن می‌تواند هر دوستدار سینمایی را به سالن بكشاند. این فیلم تجربه‌ای است متفاوت از كارگردانی كه در هر فیلمش تجربه‌ای تازه ارائه كرده است.
<br><br>
امیدواریم كه فیلم با كمترین حذف امكان اكران پیدا كند.
<br>
- گیسو فغفوری
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> اعتراض نماینده ایران در یونسكو به فیلم 300</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000308.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30.308</id>
   
   <published>2007-03-19T20:04:29Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.chn.ir/</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="رویدادها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد در نامه‌ای به مدیر كل یونسكو خواهان محكومیت اقدام اهانت‌آمیز استودیو برادران وارنر در تهیه و نمایش فیلم "300" شد. 
   «محمدرضا دهشیری» در این نامه ضمن جلب توجه مدیر كل یونسكو به ماهیت تحریك برانگیز و توهین عامدانه این فیلم به ملت ایران به عنوان مهد تمدن و بنیانگذار گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و تاكید بر مسئولیت یونسكو نسبت به این موضوع حساس از وی خواست به این موضوع واكنش مناسب نشان دهد.<br><br>
وی با یادآوری مسئولیت یونسكو در ارتقاء همزیستی، صلح و منطق به جای تنفر، جنگ و خشونت و با جلب توجه مدیر كل یونسكو به افزایش موج اعتراضات به این فیلم موهن از سوی مورخین جهان و نخبگان ایرانی، از وی خواست از تكرار اینگونه اعمال اهانت‌آمیز كه موجب جریحه‌دار شدن اخلاق اجتماعی و انكار فرهنگ غنی ایرانی می‌شود جلوگیری نماید.<br><br>
سرپرست نمایندگی دائم ایران در یونسكو با اشاره به اینكه فیلم "300" بر خلاف استراتژی میان مدت یونسكو مبنی بر ارتقاء گفتگوی میان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، موجب برخورد میان تمدن‌ها خواهد شد، همچنین بر لزوم واكنش یونسكو به این اقدام در راستای حفاظت از میراث فرهنگی تمامی ملت‌ها تاكید كرد.<br><br>
دهشیری با اعلام ماهیت مخرب فیلم "300" نسبت به تحمل و درك متقابل و تبیین نقش آن در تحریف واقعیات تاریخی و به خطر انداختن صلح، همبستگی و همزیستی مسالمت آمیز و روح احترام متقابل میان ملت‌ها و افزایش جهل، تكبر، اشاعه دروغ، هموار نمودن راه تبعیض و تحمیل یكجانبه عقاید به نام دولت جمهوری اسلامی ایران، از مدیر كل درخواست كرد نسبت به برخورد مقتضی و محكوم نمودن اینگونه اقدامات اهانت‌آمیز به یكی از اعضاء این سازمان اقدام نماید.<br><br>
وی همچنین در نامه‌ای جداگانه به روسای گروههای جغرافیایی آسیا و اقیانوسیه (اسپك) و گروههای سازمان كشورهای اسلامی (OIC)، جنبش عدم تعهد و گروه 77 بعلاوه چین نزد یونسكو، ضمن درخواست محكوم كردن اینگونه اقدامات و تاكید بر لزوم انجام واكنش مقتضی برای جلوگیری از بروز هر نوع اهانت به تاریخ و فرهنگ ایرانی، بررسی مراتب مزبور در نشست عمومی این گروهها و نیز اعلام حمایت گسترده و همبستگی ارزشمند این كشورها با ملت ایران را خواستار شد. 
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>The Family Man، فیلمی ساده با پیامی بسیار مهم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000272.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30.272</id>
   
   <published>2007-03-17T21:56:41Z</published>
   <updated>2007-03-19T21:21:01Z</updated>
   
   <summary>http://www.hammihan.com</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="دانستنی ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">مرد خانواده نام فیلمی از سینمای هالیوود است. داستان این فیلم گر چه اندکی باورناکردنی می نماید ولی آنقدر ارزش دارد که چند لحظه ای باورهای رایج زندگی را کنار بگذاریم و درباره آن بیاندیشیم.
<br><br>
به راستی چه می شد اگر در یکی از هزاران دو راهی زندگی تان، راهی که نرفته بودید می رفتید ؟ آیا خوشبخت تر می شدید یا ... ؟
<br><br>
پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به آن دو راهی ها و یا دست سرنوشت بستگی داشته باشد، به خود شما بستگی دارد! بله به خود خود خود شما.
<br><br>
کسانی که از روی اندیشدن و با دلایل کافی و از روی شناخت خویش و شرایط پیرامون، راه های رفته زندگی خود را برگزیده اند از این پرسش بی ترس و شک بر می آیند ولی دیگران خیر ...
<br><br>
در جامعه کنونی ایرانی، که خود شناسی کمیاب ترین عنصر در بین مردم آن است بی شک این پرسش هزاران بار به ذهن هر کسی آمده، و نرسیدن به پاسخ سبب اندوهگین شدن و از دست رفتن اعتماد به خود می شود.
<br><br>
انسانی که به خودشناسی نرسیده باشد، نمی تواند درک درستی از شرایط پیرامون خود داشته باشد و این چنین فردی از پس مشکلات گوناگون بر نمی آید و این چنین شکست و شکست و شکست است که تجربه می کند بی آنکه بتواند دلیلی برای آن پیدا کند. در چنین حالتی تنها راه تغییر خویش است.
<br><br>
این همه عمل های زیبایی، که البته در زمینه دماغ ما را رکورد دار جهان کرده، گواه این ادعاست. جامعه کنونی ایرانی که بیش از هفتاد درصد مردم آن کمتر از سی سال سن دارند، نیاز به شناخت خود دارد، مردم این جامعه چرا همه می خواهند تنها و تنها نمره 20 بگیرند؟ همه ماشین آخرین مدل سوار شوند، همه اندامی رویایی داشته باشند، پول های زیادی خرج کنند و فخر بفروشند؟
<br><br>
این ها همه نشان دهنده چیست؟ چزا این مردم نمی توانند به نیاز های خود پی ببرند؟
<br><br>
انسان ایرانی، خود را نمی شناسد، شرایط پیرامون خود را به دلیل نداشت شناخت کافی و آگاهانه از خود نمی تواند بشناسد، پس تصمیمات اشتباه درصد بالایی از کارهای او را تشکیل می دهد، ولی غرور سبب جلوگیری او از ابراز پشیمانی می شود. زمانی که تصادف می کنید، چه کسی را سرزنش می کنید؟ سرنشین های دیگر را ؟ راننده خودروی دیگر را ؟ آسفالت را؟ کارخانه سازنده خودرو؟ تا به حال خودتان را هم سرزنش کرده اید ؟
<br><br>
فیلم مرد خانواده گرچه بسته به نوع داستان مانند هزاران فیلم دیگر، فیلمی درام محسوب می شود ولی پیامی دارد.
<br><br>
تلاش کنید به گونه ای راه زندگی خود را برگزینید که پشیمانی در کار نباشد.<br><br>
<b>- هم میهن</b>
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سینمای ایران برای رشد به صندلی نیاز دارد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000265.php" />
   <id>tag:www.hammihan.com,2007:/cinema//30.265</id>
   
   <published>2007-03-09T19:04:38Z</published>
   <updated>2007-03-09T20:54:29Z</updated>
   
   <summary>http://www.hammihan.com</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="نقد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify"><br>
		آنچه در این نوشتار می خوانید توضیح همین جمله کوتاه است، سینمای ایران از 
		کمبود صندلی، نبود آمار دقیق فروش، وجود کپی های غیرمجاز، و ده ها مشکل 
		دیگر رنج می برد، ولی مهم ترین آنها کمبود صندلی است، کمبود صندلی بیش از 
		هر مشکل دیگری، کند شدن روند رشد و پیشرفت سینمای ایران را سبب شده است.<br>
		<br>
		در کشور های پیشرو در صنعت سینما، که البته ایران نیز با تاریخ 100 و چند 
		ساله ای که در این هنر دارد بی شک می بایست یکی از آنها می بود، حدوداً 
		برای هر ده نفر یک صندلی سینما وجود دارد، ولی در ایران برای هر دویست نفر 
		یک صندلی سینما وجود دارد. البته آن هم در حالتی که بتوانیم این صندلی ها 
		را به تمام مردم ایران در هر شهری که هستند برسانیم، فراموش نکنیم یکی از 
		مشکلات دیگر در این زمینه فراوانی سینما در شهرهای بزرگ و کاستی یا نبود آن 
		در شهر های کوچک است.<br>
		<br>
		در هر حال، این آمار برای کشوری با تاریخ و فرهنگی بس بزرگ و پر شگوه، 
		کشوری که جوان ترین بافت جمعیتی جهان را دارد، کشوری که در نخستین سال های 
		زاده شدن سینما از آن بهرمند شد، کشوری که فیلم سازانی بزرگ و تماشاگرانی 
		نکته سنج دارد، بسی سبب شرم و آبرو ریزی است.<br>
		<br>
		نسل آینده درباره ما چه خواهند گفت؟ مردمی که در تمام هنر ها از جمله سینما 
		حرف های جهانی برای گفتن دارند، سالن سینما و چند صندلی ندارند که هیچ! 
		دانه دانه سالن هایشان از سیستان و بلوچستان گرفته تا ایلام تعطیل می شود 
		یا تغییر کاربری می دهد؟!<br>
		<br>
		بسیار زشت و شرم آور است هم برای ما و هم برای آنان که خاک صحنه خوردند و 
		این هنر را در ایران به اینجا رساندند و اکنون در بین ما نیستند.<br>
		<br>
		بحث پیرامون مشکلات سینمای ایران بسیار است، برخی مشکلات سینما را زنجیروار 
		می بینند و حل یکی را بدون رسیدگی به دیگران کافی و سودمند نمی دانند، برخی 
		دیگر نیز مشکلات را در قالب هرمی می بینند که اگر بخش بزرگ آن حل شود بس 
		است. در هر حال، سالن های سینما در کشور ما در حال تعطیل شدن هستند، درست 
		است که این روند شاید در شهر های بزرگ کشور چشمگیر نباشد ولی در یک نگاه 
		کلی می توان دریافت که مسئله از دست رفتن صندلی های سینما و نبود جایگزینی 
		برای آنها باید جدی تلقی شود. رشد جمعیت، میل روز افزون مردم برای ماندن در 
		خانه و تماشای فیلم از دستگاههای پخش خانگی و یا گیرنده های ماهواره، در 
		کنار از دست رفتن صندلی های سینما همه سبب مرگ صنعت سینما در کشور می شود.<br>
		<br>
		در کشور هایی مانند امریکا که جمعیتی چند برابر ایران دارد، پشتوانه اصلی 
		هنر هفتم مردم هستند، در آنجا هم کپی های غیرمجاز وجود دارند، دستگاههای 
		پخش خانگی وجود دارند، ده ها راه برای تماشای فیلم در خانه، در خودرو، در 
		زمان پیاده روی، و حتی در بیابان وجود دارد! ولی چرا سالن های سینما یکی 
		یکی بسته نمی شوند؟ چرا صندلی به تعداد کافی به نسبت جمعیت وجود دارد؟<br>
		<br>
		<br>
		راهکار چیست؟<br>
		<br>
		برای جلوگیری از مرگ تدریجی سینمای ایران، چه در قالب هنر چه در قالب صنعت، 
		که البته مرگ یکی سبب مرگ دیگری نیز می شود، باید همانگونه که در فیلم حرفی 
		تازه به تماشاگر ارائه <br>
		داده می شود، در سالن سینما نیز حرفی تازه برای گفتن باشد، این همه امکانات 
		نوین پخش، فن آوری های نوین سینمایی وجود دارد، چرا در کل کشور تنها یکی دو 
		سالن مجهز به آنها <span lang="fa">ه</span>ستند؟ این همه سرمایه گذار که 
		می توانند با اشاره انگشت چند ده سالن سینما بسازند، چرا در بازار سیمان 
		سرمایه گذاری می کنند؟! اگر صنعت سینما به اندازه کافی امنیت سرمایه گذاری 
		ندارد، خوب مشکل را بیابید و آن را حل کنید. البته اگر در جذب سرمایه و 
		مجهز نمودن سینما ها 100% موفق شویم باز هم کافی نیست، زیرا تا به آنجا در 
		خوشبینانه ترین حالت جلوی تعطیل شدن سینما ها را گرفته ایم، بس کارهای دیگر 
		نیز باید انجام داده شود تا قطار صنعت سینما در ایران از دستگاههای پخش 
		خانگی و گیرنده های ماهواره ای عقب ناافتد. <br>
		خوشبختانه آنان که باید راهکار ها را بدانند می دانند، ولی افسوس که هیچ 
		هشدار و تلنگری نمی تواند آنها را به کار وادارد، افسوس ...<br>
<br>
<b>- هم میهن</b>
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ایرانی های هالیوود</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000261.php" />
   <id>tag:cinema.hammihan.com,2007://30.261</id>
   
   <published>2007-03-07T21:54:00Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.jamejamonline.ir</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="دانستنی ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
یکی از مجلات انگلیسی زبان امریکا ، حضور بازیگران و کارگردانان ایرانی را در هالیوود مورد بررسی قرار داده است.<br>
در نگاه نویسنده این گزارش حضور ایرانیان در هالیوود پدیده جدیدی ارزیابی نشده است. آنچنان که در دهه های 60 و 70 رضا بدیعی» ، کارگردان ایرانی در هالیوود به شهرت رسید. او یکی از دوستان و شاگردان «رابرت آلتمن» ، کارگردان مشهور امریکایی بود.«بدیعی» طی مدت زمان کوتاهی به یکی از کارگردانان عصر طلایی سریال های تلویزیونی امریکا تبدیل شد.<br>
امروزه نیز بازیگران ایرانی الاصلی چون «شهره آغداشلو» ، «بهار سومخ» و «کاترین بل» در هالیوود در 2عرصه سینما و تلویزیون از شهرت قابل توجهی برخوردارند. همچنین هالیوود طی این سال ها از فعالیت تکنیسین های بزرگ ایرانی برای خلق آثار برجسته تاریخ سینما بی بهره نبوده ، بعنوان مثال «داریوش خنجی» ، فیلمبردار 2 فیلم «اویتا» و «هفت» ، «حسن فتحی» ، گریمور فیلم «سیاره میمون ها» و «حبیب زرگرپور» ، مسوول جلوه های ویژه فیلم های مشهوری چون «گردباد» ، «جنگ ستارگان : اپیزود1 ، «جومانجی» و «طوفان شدید» بوده است.<br>
در عرصه فیلمنامه نویسی نیز ایرانیان استعداد خود را به خوبی نشان داده اند، آنچنانکه «حسین امینی» در سال 1955فیلم «از روشنایی مردن» به کارگردانی «پیتر کوزمین اسکای» را فیلمنامه نویسی کرد. «امینی» همچنین با کارگردان مشهوری چون «مایکل وینترباتوم» و «توماس هاردی» ، همکاری داشته است.<br>
از دیگر آثار مشهور این فیلمنامه نویس ایرانی مقیم انگلستان می توان به فیلم های «چهار پر» (2002) و «حمله بزرگ»(2003) اشاره کرد. امینی در سال 1977 برای فیلم «بال های قمری» ، نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه نویس سال شد. دیگر فیلمنامه نویس ایرانی هالیوود ، «فرهاد صفی نیا» است ، «صفی نیا» سال 1975 در تهران متولد شد و در سن 4 سالگی به همراه خانواده اش ایران را به مقصد پاریس و پس از آن لندن ترک کرد. او در کالج کمبریج تحصیلات خود را در زمینه اقتصاد به پایان رساند و طی همین سال ها در نمایش های مختلفی بازی کرد. او پس از فارغ التحصیلی به نیویورک مهاجرت کرد و همانجا نیز در زمینه فیلم در دانشگاه «نیو اسکول » تحصیل کرد. «صفی نیا» اخیرا با همکاری «مل گیبسون» ، آخرین فیلم این کارگردان جنجال برانگیز هالیوود ، با نام «آپوکالیپتو» را فیلمنامه نویسی کرده است.این اولین کار سینمایی بلند اوست.<br>
«سیروس نورسته» نیز دیگر ستاره ایرانی هالیوود است که او نیز در عرصه فیلمنامه نویسی صاحب شهرت است. او که در «کلرادو» متولد شده ، تحصیلات خود را در دانشکده سینما در نیو مکزیکو به پایان رسانده است ، وی در جوانی در عین آنکه در لس آنجلس بصورت حرفه ای تنیس بازی می کرد،در فیلمنامه نویسی نیز دستی داشت.<br>
2 سال بعد او اولین کار تولیدی خود را برای شبکه تلویزیونی «سی بی اس» نوشت ، موفقیت او در این کار باعث شد تا او 5 سال بعد نیز در پروژه سریال های تلویزیونی فعالیت نماید. «نورسته » سال 2001فیلم «روز ریگان» با بازی «ریچارد دریفوس » را برای کمپانی پارامونت نویسندگی و کارگردانی کرد. وی که اخیرا سریال جنجال برانگیز «راهی به سوی 11 سپتامبر» را برای بی بی سی نوشته است ، هم اکنون نیز به پیشنهاد «الیور استون» در حال نوشتن فیلمنامه پروژه ای با موضوع «بن لادن» است. همسر «نورسته» نیز فیلمنامه نویس است.<br>
«داستین الیس» ، دیگر هنرمند ایرانی امریکایی که از مادری ایرانی و پدری امریکایی متولد شده کار خود را به صورت حرفه ای با انیمیشن «فرشته های ریچارد» آغاز کرد و با انیمیشن «غول آهنین» به کمپانی انیمیشن سازی «برادران وارنر» راه یافت.<br>
او چندی بعد در پروژه هایی چون «اوسموسیس جونز» و «اسکوبی دوو» نیز فعالیت کرد. موفقیت این دو انیمیشن باعث شد تا به صنعت انیمیشن سازی علاقه مند شده و با تکیه بر دانش و فرهنگ خود انیمیشن «بابک و دوستان اولین نوروز» را بسازد. این انیمیشن با استقبال ایرانیان سراسر دنیا روبرو شد و هنرمندانی چون «شهره آغداشلو» ، «کاترین بل» حمایت خود را از او اعلام کردند. دربین مشاهیر ایرانی هالیوود ، «بابک شکریان» متولد تهران نیز وجود دارد. او در اوج جوانی به همراه خانواده اش به امریکا مهاجرت کرد ، «بابک شکریان» که بیش از همه در عرصه کارگردانی شهرت دارد اولین فیلم مستقل خود را با نام «امریکای زیبا» در اواخر دهه 70 ساخت.<br>
حضور هنرمندان ایرانی در صنعت انحصاری هالیوود شاید پیش از این امری محال بود ولی این امر امروزه به مساله غیرقابل انکار تبدیل شده است.<br>
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جرج بوش، آکتور سینما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000259.php" />
   <id>tag:cinema.hammihan.com,2007://30.259</id>
   
   <published>2007-03-07T21:47:19Z</published>
   <updated>2007-03-07T22:50:24Z</updated>
   
   <summary>http://fa.shortfilmnews.com/</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="رویدادها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
به دنبال موفقیت مستند یک حقیقت ناخوشایند که در آن ال گور سیاستمدار دموکرات و معاون رئیس جمهور اسبق آمریکا به عنوان راوی حضور داشت، جرج بوش رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که او نیز مستندی با حضور خودش ارائه می‌کند.<br>
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» بوش درباره این مستند که در ساخت آن از نرم افزار «پاور پوینت» استفاده شده است، گفت: مردم این چیزهای ساخته شده با پاور پوینت را دوست دارند.
رئیس جمهور آمریکا در ادامه گفت: من خیلی به کامپیوتر و اینترنت وارد نیستم. ولی این فیلم راهی برای توضیح دادن سیاست‌ها و احساساتم به من داد.<br>
رئیس جمهور آمریکا از عرضه این فیلم در تابستان 2007 خبر داد، با این حال کلیپ‌های کوتاهی از این مستند در اینترنت منتشر شده است.<br>
تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید درباره این مستند گفت: بدیهی است که فیلم گور سرمایه گذاری بزرگی داشت و او ماه‌ها مشغول کار بر روی آن بود. مستند ما با یک برداشت در کلوب رسانه واشینگتن فیلمبرداری شد.<br>
ما تصاویر را مقداری تدوین کردیم. اما رئیس جمهور خودش کار تایپ و آماده کردن پاور پوینت را انجام داد، درست مثل ال گور.<br>
جرج بوش و ال گور در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 رقیب یکدیگر بودند و گور با اختلاف بسیار اندکی و بر اساس رای دادگاه از بوش شکست خورد.<br>
اکنون به نظر می‌رسد این دو سیاستمدار، رقابت خود را در سینما ادامه می‌دهند.
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اكران نوروزی فیلم آفساید در آمریكا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000258.php" />
   <id>tag:cinema.hammihan.com,2007://30.258</id>
   
   <published>2007-03-07T21:21:54Z</published>
   <updated>2007-03-30T20:28:47Z</updated>
   
   <summary>http://www.shahr.ir</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="رویدادها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">
در حالی كه وضعیت نمایش عمومی فیلم «آفساید» ساخته جعفر پناهی در ایران نامعلوم است، كمپانی سونی پیكچرز این فیلم را از 23 مارس (3 فروردین) در آمریكا اكران می‌كند.<br>
به گزارش خبرگزاری شهر، پخش این فیلم را «سونی پیكچرز كلاسیكز» از زیرمجموعه‌های كمپانی بزرگ سونی بر عهده دارد كه معمولا فیلم‌های مستقل موفق غیر آمریكایی را عرضه می‌كند.<br>
اكران «آفساید» از روز 23 مارس در دو شهر نیویورك و لس آنجلس به شكل محدود آغاز می‌شود. پخش كننده آمریكایی یك وب سایت اختصاصی برای فیلم به آدرس www.sonyclassics.com/offside/ راه‌اندازی كرده كه در آن اطلاعات مختلف درباره فیلم و تیزر تبلیغاتی آن دیده می‌شود.<br>
شعاری كه در پوستر، تیزر و سایر مواد تبلیغاتی «آفساید» دیده می‌شود این جمله است: «در ایران، زنان از تماشای ورزش‌های مردان محروم هستند».<br>
یك روز قبل از اكران «آفساید» در آمریكا، قرار است نمایش عمومی فیلم در هلند نیز آغاز شود.
آفساید در جشنواره‌هایی مانند برلین، تورنتو، نیویورك، رتردام و لاروشل به نمایش درآمده و قرار است روز هشتم مارس هم در جشنواره ماردل پلاتا آرژانتین به نمایش درآید. <br>
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>انيميشن ايراني &quot;قصه‌هاي بازار&quot; وارد مدرسه و سينماي فرانسه مي‌شود</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.hammihan.com/cinema/id/000251.php" />
   <id>tag:movie.hammihan.com,2007://30.251</id>
   
   <published>2007-03-06T21:16:08Z</published>
   <updated>2007-03-06T22:26:03Z</updated>
   
   <summary>http://www.irna.ir</summary>
   <author>
      <name>Ariya</name>
      <uri>http://www.HamMihan.com</uri>
   </author>
         <category term="رویدادها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.hammihan.com/cinema/">
      <![CDATA[<p align="justify">مجموعه انيميشن ايراني "قصه‌هاي بازار" سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي وارد مدرسه و سينماي فرانسه مي‌شود. "نسرين ميرشب"، توزيع‌كننده فيلمهاي ايراني در اروپا، در زمينه توزيع و اكران اين انيميشن در فرانسه گفت: قصه‌هاي بازار شامل فيلم‌هاي "كوه جواهر" و "سپيد بالان" ساخته عبدالله عليمراد و "حكايت شيرين" به كارگرداني محمدرضا عابدي است كه از ژانويه ‪ ۲۰۰۶‬در فرانسه اكران و با استقبال خوب مخاطب روبه رو شد و سال آينده ميلادي وارد مدارس و سينماي فرانسه مي‌شود.
<br>
كوه جواهر، داستان پسربچه‌اي است كه در بازار شاگرد يك زغال فروش است و هنگام كار در روياي ثروتمند شدن فرو مي‌رود و از كار اخراج مي‌شود. پيرمرد جواهرفروش پسربچه را استخدام مي‌كند و با خود به كوه جواهر مي‌برد. در آنجا ، پيرمرد پوست گوسفندي به پسربچه مي‌پوشاند، تا عقابي او را به لانه‌اش در بالاي كوه ببرد.
<br>
در انيميشن سپيد بالان، دو پرنده سپيد بال در بهار سبز، زندگي شيريني دارند. با آمدن پاييز و زرد شدن طبيعت و خشك شدن درختان، روزهاي سختي را مي‌گذرانند. در كنار قلمرو آنها، لجنزاري وجود دارد كه تغذيه از آنجا باعث لذت اين دو پرنده مي‌شود.
<br>
به گفته ميرشب، شركت‌هاي فرانسوي پس از بررسي فيلمنامه‌هايي كه از ايران به اين شركت‌ها معرفي مي‌شود، فيلمنامه‌اي را كه از ويژگي‌هاي لازم برخوردار باشد، انتخاب كرده و براي ساخت آن سرمايه‌گذاري خواهند كرد.
<br>
اين پخش‌كننده فيلم در اروپا يادآور شد: تاكنون بيش از ‪ ۱۳‬انيميشن ايراني در سينماهاي فرانسه اكران شده و وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و فرهنگ و هنر فرانسه برخي از آنها را وارد كتاب‌هاي درسي مدارس اين كشور كردند، تمايل بسياري براي ديدن انيميشن‌هاي هنري ايران در مردم فرانسه به وجود آمده و شركت‌هاي توليد و پخش فيلم بيش از گذشته مايل به سرمايه‌گذاري در توليد و عرضه اين فيلم‌ها هستند.</p>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
