هم اکنون رایگان مشترک هم میهن شوید - خبرنامه هم میهن
: آدرس ایمیل


دوستم را به خاطر شرفم کشتم

پسری که مدعی است دوستش را قربانی دفاع از شرف خود کرد، امروز در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران محاکمه علنی شد.

در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی عزیز محمدی و با حضور چهار مستشار (رحیمی، باقری، عبداللهی و تردست) برگزار شدابتدا دلداری – نماینده دادستان – به تشریح کیفر خواست پرداخت: آرش 20 ساله نیمه شب 2 آذر 84 دوست 23 ساله اش حسین را که وارد خانه شان در سعادت آباد شده بود قربانی کرد. اکنون با توجه به شواهد موجود وهمچنین درخواست اولیای دم از محضر دادگاه برایش اشد مجازات اسلامی خواهانم.
مادر داغدار وقتی در جایگاه اولیای دم قرار گرفت برای قاتل پسرش حکم مرگ خواست و گفت: آرش پسرم را کشت و حالا هم به او تهمت بی جا می زند.

نوبت به "نرگس"مادرآرش که رسید توضیح داد:آن شب شوهرم برای کار به شیراز رفته بود. من و پسر کوچکم اشکان در خانه بودیم و آرش به همراه حسین و چندنفر از دوستانش بیرون رفته بود. حدود ساعت 2 صبح بود که حسین پنهانی به خانه ام آمد و مرا بیدار کرد. من که از دیدن او تعجب کرده بودم، خواستم خانه را پیش از آمدن پسرم ترکم کند اما گوشش بدهکار نبود. همان وقت آرش از راه رسید. وقتی حسین را با حالت غیر طبیعی در اتاق من دید، کارد آشپزخانه را برداشت و یک ضربه به او زد.

این زن ادامه داد: پسرم می خواست حسین را به بیمارستان برساند اما قبول نکرد و تا لباس به تنش کردیم از شدت خونریزی بی حال افتاد و مرد.

قاضی عزیز محمدی از نرگس پرسید، در بازجویی ها گفته ای حسین پیش تر به تو ابراز علاقه کرده بود، آیا اظهاراتت را قبول داری؟که پاسخ شنید: بله ، حسین می گفت عاشقم شده و می خواست زنش شوم. من اما حرفش را جدی نگرفتم چون او هم سن و سال پسرم بود.

با پایان حرفهای نرگس، پسر 20 ساله اش روبه روی پنج قاضی شعبه ایستاد:«مدتی بود که با حسین و خانواده اش آشنا شده بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم. پدرم از مادرم خواسته بود رفت و آمدش را به خانه حسین کم تر کندو من هرگز فکر نمی کردم دوستم خیانتکار باشد. آن شب با حسین به خانه یکی از دوستانم رفتیم، اما نیم ساعت بیش تر نگذشته بود که او بهانه آورد و به خانه اش بر گشت.نیمه شب برای بردن دستگاه پلی استیشن (بازی رایانه ای) به خانه مان برگشتم که صدایی از اتاق مادرم شنیدم. دلشوره به جانم افتاد.کارد آشپزخانه را برداشتم و زمانی که در اتاق را باز کردم خشکم زد. مادرم می گفت حسین به زور وارد خانه شده است!یک ضربه به دوستم زدم.

یکی از مستشاران پرسید، چرا مادرت را نزدی؟ آرش پاسخ داد: با مادرم درگیر شدم اما او را با چاقو نزدم، حال طبیعی نداشتم و خونم به جوش آمده بود. گزارش ایسکانیوز می افزاید: با پایان حرفهای آدمکش، قاضی عزیز محمدی و چهار مستشار شعبه 71 وارد شور شدند تا با توجه به مدرک های موجود به انشای رای بپردازند. صدور حکم مرگ آرش، بعید نیست.

مبنع | بحث و گفتگو در این مورد |  صفحه اصلی حوادث

بخشهای کلی : اخبار ایران و جهان , تالارهای بحث , کتابخانه
خدمات سریع :  دیکشنری آنلاین , هواشناسی , انگلیسی به فارسی
خواندنی : حوادث , مجموعه داستان , جملات پندآموز , دانستنی ها
تکنولوژی : اخبار و مقالات تکنولوژی , موبایل , دریافت نرم افزار
دیدنی : تصاویر ماهواره ای زمین دیدنی ها , گالری تصاویر
ابزارها : جاوا اسکریپت  , آموزشی انگلیسی , آموزش نرم افزارها
مختلف : ایرانگردی , سینما و فیلم , ورزش , پزشکی و بیماریها
سرگرمی : طنز , بازی آنلاین , فال حافظ  , طالع بینی , کاریکاتور, لطیفه
گالری تصوير : کاغذ ديواری , مردمان, طبیعت , بازیگران سینما
ویژه ماه  :  فلسفه و فیلسوفان ,  بحث و گفتگو , بیوگرافی شخصیتها
اطلاعات : درباره ماه , تماس با ما , راهنمایی , تبلیغات